باراك اوباما؛ سياستمدار سياه باز

باراك اوباما؛ سياستمدار سياه باز

باراك اوباما رئيس جمهور تازه به دوران رسيده آمريكا در ادامه سياستهاي خصمانه كاخ سفيد عليه جمهوري اسلامي ايران با پيروي از اسلاف خود يكسال ديگر سياست تحريم عليه ايران را تمديد كرد. به گزارش سخنگوي كاخ سفيد اوباما كه در گزارش خود به كنگره آمريكا اطلاع داده بود « روابط آمريكا با ايران به وضعيت عادي بازنگشته » تصميم گرفت براي سي امين سال پياپي همچون روساي جمهور سابق اين كشور بر ادامه تحريم هاي ايران پافشاري كند.

در همين حال قوه قضائيه آمريكا نيز در چارچوب سياستهاي ضد ايراني كاخ سفيد شديدترين اقدام خصمانه آمريكا عليه منافع ملي ايران را كليد زد توطئه اي كه از دو سال قبل درباره اموال ايران در دادستاني نيويورك شكل گرفته بود اكنون در قالب ادعاي دادستاني آمريكا رنگ يك توطئه جدي به خود گرفته و ميلياردها دلار از اموال و سرمايه هاي ايران در آستانه توقيف قرار گرفته است. در اين اقدام بي سابقه سرمايه دو موسسه ايراني و مساجدي كه براساس قانون اساسي آمريكا فعاليت آنها در چارچوب آزادي مذاهب قطعي است به دليل ساخته شدن و اداره آنها توسط ايران توقيف خواهند شد.

همزماني اين دو اقدام خصمانه در آمريكا عليه ايران و در زمان رياست جمهوري اوباما هنگامي تعجب كارشناسان مسائل ايران و آمريكا را بيشتر مي كند كه به اين نكته توجه شود كه توقيف اموال ايران در آمريكا كه تحت سرپرستي بنياد علوي اداره مي شود شديدترين اقدام حقوقي دولتهاي آمريكا عليه ايران است كه تاكنون صورت گرفته به گونه اي كه حتي در زمان توقيف دارائيهاي ايران در سال 1360 و جنگ تحميلي اين بخش از اموال ايران در آمريكا محفوظ مانده بود. اين تصميمات خصمانه عليه ايران درحالي صورت مي گيرد كه قرار بود اوباما سياستهاي واشنگتن را تغيير داده و چهره اي تازه با مقبوليت و اعتبار جهاني را به تصوير بكشد ولي چند ماهي كه از ورودش به كاخ سفيد مي گذرد عملكرد او نشان مي دهد آنچه در اين ميان تغيير كرده خود اوست و نه سياستهاي كاخ سفيد.

عملكرد اوباما در همه زمينه ها در چند ماهه حضور وي در پست رياست جمهوري آمريكا آنچنان رياكارانه و مغاير با وعده هاي انتخاباتي وي بوده كه همگان را در اين مدت كوتاه به انديشه وادار كرده است. وقايع ماهها و هفته هاي اخير نشان داد سياست « تغيير » اوباما كه شعار اصلي انتخاباتي وي بود تا چه اندازه پوچ و بي محتوا است. وي در سياستهايش درباره عراق نه تنها نيروهاي آمريكايي را از اين كشور خارج نكرد بلكه بر تعداد آنها افزود و همچنان بر سياستهاي جنگ طلبانه بوش ادامه مي دهد. وقايع افغانستان نيز ثابت كرد كه تغيير رويكرد اوباما به معناي ايجاد تغيير در سياست اشغال افغانستان نيست بلكه به معناي تغيير در چگونگي تداوم اشغالگري است.

عملكرد اوباما نه تنها در زمينه افزايش تعداد نظاميان آمريكايي در افغانستان و ابقاي نظاميان آمريكايي در عراق بلكه طرحهاي جديد واشنگتن براي ايجاد پايگاههاي نظامي جديد در آمريكاي لاتين و خاورميانه فروش گسترده سلاح به مناطق بحراني حمايت رسمي از شكنجه گران سيا و معافيت آنها از پيگرد قضايي و جلوگيري از انتشار اسناد و گزارش هاي شكنجه شدگان توسط سيا همگي براين دلالت دارند كه وي به شدت پايبند ادامه سياستهاي نظاميگرانه آمريكاست و تفاوتي از اين جهت ميان او و بوش وجود ندارد.

اينكه « اوباما » در نطق هاي تبليغاتي قبل از انتخابش و همچنين سخنراني اخير خود در مجمع عمومي سازمان ملل مدعي شد كه مي خواهد به يكجانبه گرايي خاتمه دهد به ديدگاه ساير كشورها احترام بگذارد و... صرفا يك نمايش از جنس نمايش هاي روحوضي براي سياه كردن ملتها و فريفتن افرادي است كه در جهان به اين نكته دلخوش كرده بودند كه با روي كار آمدن يك رئيس جمهور سياهپوست ساختار نظام سلطه تغيير خواهد كرد ولي عملكرد 9 ماهه آقاي اوباما بسيار زود مشت او را باز كرد و نشان داد كه سياستهاي رسمي و برنامه ريزي شده در ساختار قدرت آمريكا روندي غير از اين شعارهاي عوامفريبانه را طي مي كند و ذهنيت حاكم بر سران كاخ سفيد با رنگ پوست ساكنانش تفاوت نكرده و همچنان « سياه » است. بي سبب نيست كه حتي برخي سازمانهاي بين المللي مدافع حقوق بشر اكنون اوباما را متهم مي كنند كه با فريبكاري و نيرنگ تبليغاتي روي كار آمده و براي كسب آراي مردم آمريكا شعارهايي را مطرح كرده كه اكنون خبري از عمل به آنها نيست.

اكنون كاملا محرز شده كه شعارهاي انتخاباتي اوباما صرفا براي فريب افكار عمومي بوده و هرچند او تلاش كرده چهره تازه اي از آمريكا به تصوير بكشد ولي در پشت نقاب تغيير كاخ سفيد همچنان درصدد احياي رفتار سلطه جويانه خود مي باشد و مجموعه موضعگيريهاي اخير اوباما نيز ادامه سياست هاي ماجراجويانه آمريكا در همه زمينه ها بويژه با مشكل اصلي اش يعني جمهوري اسلامي ايران است با اين تفاوت كه او در چند ماهه آغاز به كار دولتش سعي داشت ماهيت خصومت آميز سياستهاي آمريكا در برخورد با ايران و ادامه سياست مهار را در پوشش الفاظ صلح طلبانه مخفي كند.

متاسفانه دولت اوباما در ماههاي اخير درحاليكه مدعي بود قصد تغيير رويكرد نسبت به ايران را دارد سياست هاي كينه توزانه اسلاف خود را ادامه داد و هفته گذشته با امضاي قرار تمديد تحريم ايران براي يكسال ديگر بر سياست خصمانه اسلاف خود عليه جمهوري اسلامي ايران پافشاري كرد.

تداوم اقدامات اوباما عليه جمهوري اسلامي ايران قطعا باب هرگونه خوشبيني را نسبت به اين سياستمدار سياه باز مسدود مي كند و اين واقعيت را به اثبات مي رساند كه تصور افرادي كه فكر مي كردند با فرستادن پيام تبريك به اوباما و تدارك زمينه هاي مذاكره و تفاهم مي توانند يخ هاي روابط ميان ايران و آمريكا را كه 30 سال است هر روز بر ضخامت آن افزوده مي شود آب كنند كاملا نادرست بوده است. گذشت زمان نشان داد « اوباما » نيز ادامه دهنده راه بوش است و در چنين وضعيتي ساده انديشي محض خواهد بود كه عده اي بدون در نظر گرفتن ماهيت پليد سياستهاي آمريكا و چماق فربهي كه اوباما عليه ايران بلند كرده به هويج رنگ و روباخته اي كه از دور آنرا تخم طلايي تصور مي كنند دل ببازند و بخواهند نرد دوستي و مغازله با اوباما ببازند. بدين ترتيب سخن منطقي و متين در اين زمينه همانست كه رهبر معظم انقلاب با روشن بيني ضمن مردود دانستن هرگونه مذاكره با آمريكا تاكيد كردند: « فقط كودكان فريب لبخند تاكتيكي آمريكا را مي خورند و اگر مسئولان برگزيده اين ملت فريب چنين لبخندهايي را بخورند يا بايد بسيار ساده لوح باشند و يا غرق در هوي و هوس كه بخواهند با دشمن سازش كنند ».

مواضع خود را شفاف كنيد

مواضع خود را شفاف كنيد

تازه ترين خبرها از واشنگتن حاكي است كميته اقتصادي سناي آمريكا در آستانه 13 آبان در ادامه سياست « چماق و هويج » بر ضد ايران و براي تحت فشار قرار دادن كشورمان جهت تن دادن به خواسته هاي نامشروع كاخ سفيد قطعنامه اي را تصويب كرده كه به دولت اوباما اختيار مي دهد قوانين تحريمي شديدتري را عليه جمهوري اسلامي ايران به اجرا در آورد. اين درحاليست كه سنا و مجلس نمايندگان آمريكا هفته گذشته طرح ديگري را در زمينه تحريم عليه شركتهايي كه در بخش انرژي ايران سرمايه گذاري و مشاركت كرده و همچنين در زمينه فروش فرآورده هاي نفتي به ايران فعاليت مي كنند از تصويب گذراند.

شايد عده اي براساس شعارها و تبليغات انتخاباتي باراك اوباما تصور مي كردند كه او به سياستهاي « چماق و هويج » آمريكا در قبال ايران پايان داده و مي تواند گره روابط تهران و واشنگتن را نه با دندان بلكه با عقل و تدبير باز كند ولي عملكرد او در چند ماه گذشته نشان داد كه هيات حاكمه جديد آمريكا عمل به نسخه بازسازي شده سياست چماق و هويج بوش را در قبال ايران در پيش گرفته و حتي در بعضي موارد با فربه كردن چماق و گسترش تهديدهاي نظامي و تحريم هاي اقتصادي خواستار براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران است با اين تفاوت كه اوباما برخلاف بوش كه سياست تغيير حكومت ايران را دنبال مي كرد و موفق به اجراي آن نشد ظاهرا ادامه اين سياست را كنار گذاشته و به جاي آن سياست هضم كردن ايران در سياستهاي بين المللي را پيگيري مي نمايد آنگونه كه استحاله ايران را به صورت چند وجهي و پرشتاب در راس سياستهاي خود قرار داده است .

در راستاي چنين سياستي آمريكائيها سعي دارند با ايجاد فشارهاي مضاعف دولت و گروههاي سياسي ايران را به تغيير رفتار در مسائل حساس و كليدي وادار كرده و به اين ترتيب بدون آنكه نيازي به تغيير نظام سياسي ايران باشد اقدام به بي هويت كردن نظام و استحاله آن كنند.

اين سياست كه شش ماه پيش توسط گروه مشاوران باراك اوباما روي ميزكار او قرار گرفت اكنون به عنوان راهكار كاخ سفيد براي مهار ايران و با هدف استحاله نظام جمهوري اسلامي ايران در دستور كار دستگاه ديپلماسي آمريكا قرار گرفته است . در بطن اين سياست يك گزاره بنيادين وجود دارد كه آمريكا درعين حال كه تحت هيچ شرايطي حاضر به اعطاي امتياز به ايران نخواهد بود در عين حال نشانه هاي اميدوار كننده و چراغ سبزهايي مبني نرم شدن سياستهاي كاخ سفيد به ايران ارسال مي كند كه بتواند اميدواري هائي را در حل و فصل روابط تهران ـ واشنگتن ايجاد كرده و گروههاي سياسي را به وادي ايجاد رقابت و مسابقه در راه مذاكره براي از سرگيري روابط بكشاند . بنابر اين چرخش 180 درجه اي برخي جناحهاي منتسب به دولت براي مذاكره با هياتهاي آمريكايي و باز كردن باب گفتگوهاي هسته اي به اصطلاح موثر و مقتدرانه با آمريكا جاي شگفتي بسيار دارد. اين تعجب وقتي بيشتر و دامنه دارتر مي شود كه در گذشته مذاكره بر سر حق هسته اي مردم ايران با كشورهاي غربي توسط اين جناح غلط ارزيابي شده و به شدت با آن مخالفت مي شد اما امروز نه تنها در حاشيه مذاكرات هسته اي باب مذاكرات دوجانبه با مقامات آمريكايي باز مي شود بلكه تحويل اورانيوم هاي غني شده كشورمان به غرب يك پيروزي قلمداد گرديده و از منتقدان اين كار به شدت انتقاد مي شود. برخي تحليل گران معتقدند اين جريان سياسي كه خود را متولي رسمي خط انقلاب معرفي مي كند و در بيانيه هاي سياسي و اطلاعيه هاي تبليغاتي خود را نوك پيكان مبارزه با آمريكا قلمداد مي نمايد در خفا تلاش دارد زمينه هايي را در « مفاهمه » با آمريكا بازگشايي كند كه سرانجامي جز « معامله » براي آن متصور نيست .

از سويي برخي ديگر از جناحهاي سياسي در آستانه روز ملي مبارزه با استكبار جهاني به سركردگي آمريكا كه امام خميني آنرا انقلاب دوم ناميدند مواضعي از خود بروز مي دهند كه هرگز بامواضع صريح آشكار و توفنده امام در قبال آمريكاي جنايتكار و شيطان بزرگ سازگاري ندارد كه هيچ بلكه در تباين غيرقابل انكار با آن است . قطعا امروز بزرگترين شرمندگي براي كساني كه خود را فرزندان معنوي امام مي دانند اين است كه حاضر نيستند مواضع خود را در قبال سياستهاي سلطه جويانه آمريكا بيان كنند و آنچنان گرفتار دلمشغولي هاي داخلي شده اند كه شيطان بزرگ را به فراموشي سپرده اند.

قطعا پذيرفتني نيست افراد و جريانهايي كه وجاهت و مقبوليت گذشته خود را از خط امام كسب كرده اند امروز در قبال بزرگترين و با اهميت ترين رويداد تاريخي انقلاب و موضوع دخالتهاي شيطان بزرگ و جنايتهاي آمريكاي جهانخوار دچار چنين گنگي بزرگ و سكوت سنگيني شده باشند چرا كه اكنون بيش از هر زمان ديگري احساس مي شود نيروهاي خط انقلاب در مسائل اصلي و كليدي بايد بر مواضع امام و نظام پافشاري كرده و خط خود را از جريانات سرسپرده جدا كنند.

بنابر اين مهمترين انتظار مردم و پيروان واقعي خط امام كه انقلاب بر دوش رنجها و از خودگذشتگي هاي آنان شكل گرفته و ادامه يافته از همه نيروهاي سياسي همراستاي انقلاب اين است كه موضع خود را نسبت به آمريكا مشخص كرده و حساب خود را با دشمن اصلي انقلاب روشن كنند. اينكه عده اي تصور كنند با مبهم گذاشتن موضوع و عدم اعلام نظر خود نسبت به آمريكا مي توانند از بازي يارگيري سياسي در داخل و خارج بهره مند شوند بزرگترين خسارت را متحمل شده اند زيرا آمريكا به دنبال طعمه گيري سياسي از گروههاست و در اين بازي احتمال پيروزي براي هيچيك از جناح هاي سياسي در تعامل با آمريكا وجود ندارد. در واقع مردم با صراحت به همه گروههاي معتقد و وفادار به نظام اسلامي و خط امام گوشزد مي كنند مواضع خود را شفاف كنند و پايبندي خود را نسبت به رويكرد استكبارستيزي كه شاخص اصلي انقلاب اسلامي است اعلام نمايند و اجازه ندهند اين خط روشن و انقلابي تحت الشعاع مسيرهاي انحرافي و سياستهاي حيله گرانه استكبار جهاني قرار گيرد.

میلاد مسعود هشتمین اختر تابناک امامت؛ امام علی بن موسی الرضا (ع) مبارک باد

میلاد مسعود هشتمین اختر تابناک امامت؛ امام علی بن موسی الرضا (ع) مبارک باد