اشتباه نکنيد نيروگاه بوشهر، راکتور اوسيراک عراق نيست؟

اشتباه نکنيد نيروگاه بوشهر، راکتور اوسيراک عراق نيست؟

سرانجام پس از ده سال انتظار،قرار است امروز 30 مرداد 89 نيروگاه هسته‌اي بوشهر افتتاح شود.ساخت نيروگاه اتمي هزار مگاواتي بوشهر که از نوع آب سبک است،حدود 40سال پيش بنا بود توسط زيمنس آلمان ساخته شود بعد از انقلاب آلمان حاضر به انجام تعهدات خويش نشد و اين توافقنامه با روسيه منعقد گرديد.

مقرر بود، روسيه تعهدات خود را تا سال 1999 به پايان برساند،اما هر بار به بهانه‌اي،تعهدات به تاخير افتاد و سرانجام با تعويق هفت مرحله‌اي،اکنون نيروگاه آماده بهره برداري است . اميدواريم همه مراحل مطابق پيش بيني‌ها صورت پذيرد .

اگر چه نيروگاه بوشهر قادر است 5درصد نياز برق کشور را تامين نمايد، اما با راه اندازي اين نيروگاه، ايران در رديف کشورهاي داراي راکتور هسته‌اي قرار مي‌گيرد .همزمان با انتشار زمان افتتاح،همچون هميشه،گمانه زني در خصوص احتمال حمله نظامي اسرائيل به نيروگاه برسر زبانهاست .بسياري از کارشناسان نظامي غرب با الهام از تجربه گذشته اقدام رژيم صهيونيستي در موارد مشابه، به چنين شايعاتي دامن مي‌زنند .آنان معتقدند همانطور که اين رژيم در سال 1981 توانست با 14 فروند جنگنده 1f15  و 1f14،راکتور هسته‌اي عراق در اوسيراک را در لحظه افتتاح، نابود کند و در سال 2007 تاسيسات هسته‌اي سوريه را توسط 3 فروند جنگنده نابود کرد، بنابراين نتيجه مي‌گيرند که اسرائيل با استفاده از اين تجربيات، مي‌تواند نيروگاه بوشهر را نيز منهدم سازد،در همين حال جان بولتن سفير سابق دولت بوش در سازمان ملل چند روز پيش،طي مصاحبه‌اي ضمن ترغيب اسرائيل به حمله به ايران قبل از افتتاح نيروگاه، معتقد است که در صورت عدم حمله و افتتاح نيروگاه،ديگر امکان حمله نظامي عليه تاسيسات هسته‌اي ايران وجود نخواهد داشت.

نگارنده بر اين عقيده است که اينهمه، فقط يک بلوف است، ايران امروز به هيچ وجه قابل مقايسه باعراق 1981 و سوريه نيست و به دلايل مختلف، امکان اقدام نظامي اسرائيل عليه ايران صفر درصد است. در اينجا به بخشي از مهمترين دلايل اشاره مي‌شود:

1.       راکتور هسته‌اي عراق و سوريه در يک مکان مشخص قرار داشت، در حالي که تاسيسات هسته‌اي ايران در يک مکان تجميع نيست و حد اقل در 35 مرکز در عرض کشور پهناور ايران توزيع مي‌باشد.

2.       دسترسي نيروي هوايي اسرائيل به سرزمين عراق و سوريه قابل مقايسه با ايران نيست. نيروي هوايي اسرائيل براي دسترسي به مراکز هسته‌اي ايران، مجبور است از فضاي هوايي کشور‌هاي چون عربستان، عراق، ترکيه، اردن و سوريه استفاده نمايد. در حالي که هيچکدام از اين کشور‌ها حاضر به پذيرش چنين ريسک بزرگي نيستند.

3.       بر خلاف اسرائيل که هيچگونه متحد قاطع در کنار مرزهاي ايران ندارد اما خط دفاعي ايران عليه اسرائيل، لبنان و فلسطين است. ايران براي پاسخ به تجاوز اسرائيل، نياز ندارد مرز هوايي بين دو کشور را بپيمايد، بلکه حزب الله لبنان توان پاسخگويي قاطع به تمام نقاط آن کشور را داراست.

4.       تاسيسات هسته‌اي اسرائيل که به دليل سن بالا و فرسودگي هم اکنون موجب وحشت کارشناسان مي‌باشد در تيرس ايران مي‌باشد.

5.       توان موشکي ايران به گونه‌اي است که تمام سرزمين فلسطين اشغالي زير برد مستقيم آن مي‌باشد.

6.       گرچه ممکن است حمله اسرائيل به يک نقطه خاص صورت پذيرد اما واکنش ايران فراگير است. بنابر اين اولين واکنش ايران باز کردن جبهه دفاعي در سراسر جهان مي‌باشد. اين اقدام از طريق زير قابل پيش بيني است:

الف - ايران قادر به سد کردن صادرات 40 درصد نفت جهان در تنگه هرمز است. تمامي کشتي‌هاي حامل انرژي در تنگه هرمز در تيررس مستقيم موشک‌هاي ايران مي‌باشند، در نتيجه اولين واکنش ايران به اقدامات نظامي اسرائيل در آمريکا، نا امن کردن شاهراه انرژي جهان مي‌باشد.

ب - تمامي پايگاه‌هاي آمريکا در کشور‌هاي عربي و افغانستان در تيررس موشک‌هاي ايران مي‌باشند

ج - توان ايران در جنگ‌هاي نا متقارن بر همه کارشناسان اثبات شده است تواني که در جنگ 33 روزه لبنان را به پيروزي رسانيد. ايران با اين توان قادر است جبهه جنگ را به مرکز اروپا نيز بکشاند.

بنابراين با علم به موارد ذکر شده که بر کارشناسان نظامي غرب نيز اثبات شده مي‌باشد، مي‌توان نتيجه گرفت که نمي‌توان نيروگاه بوشهر را با راکتور هسته‌اي اوسيراک عراق (که در لحظه افتتاح توسط اسرائيل منهدم شد) و راکتور هسته‌اي سوريه که سه سال پيش منهدم گرديد مقايسه کرد.

به هر حال دولتمردان رژيم صهيونيستي خوب مي‌دانند که ملت ايران تا کنون هر گونه تجاوز خارجي را با شديدترين شکل ممکن پاسخ داده اند و همواره اين متجاوز بوده که پشيمان گرديده است.

منبع: سرمقاله امروز روزنامه ابتکار

آرايش سياسي جديدي در انتظار اردوگاه اصولگرايي

آرايش سياسي جديدي در انتظار اردوگاه اصولگرايي

دير زماني است، مبناي موافقت و مخالفت ما ايرانيان سلبي و نه ايجابي است. سالهاست موافقت و مخالفت سياسيون،نه بر اساس برنامه‌هاي مشترک اثباتي که بر مبناي مخالفين مشترک شکل مي‌گيرد. بنابراين رقابت‌ها به شکل گيري،طيف‌هاي سياسي در سپهر سياست ايران منتهي مي‌شود. اين وضع رفتار سياسي مردم را نيز متاثر کرده است.مشارکت مردم بر اساس فرهنگ «نه گفتن» صورت مي‌پذيرد. انگيزه مردم در رقابت‌هاي سياسي،بيش از آنکه پاسخ مثبت به اهداف حزب سياسي دلخواه باشد «نه بزرگ» به رقيب مي‌باشد.

دوم خرداد 76 در حقيقت «نه» به رقيب بود. به همين دليل هم شاهد شکل گيري طيف گسترده و متنوع، شامل ملي مذهب‌ها و خط امامي‌ها بوديم .احمدي نژاد 84 محصول، نه به هاشمي بود. در 84 احمدي نژاد تنها در قالب مخالفت با هاشمي شناخته شد و به مرور طيفي از اصولگرايان نا همگون را با خود همراه ساخت احمدي نژاد 88 اگر چه داراي راي اثباتي بيشتري در مقياس انتخابات نهم بود، اما همچنان دشمني مشترک با اصلاح طلبان، اصولگرايان منتقد وي را در زير يک سقف جمع کرد .بنابراين طيف اصولگرايان در رقابت با طيف اصلاح طلبان سر برآورد.دوم خرداديها بعد از تصرف سکوهاي قدرت و جا خوش کردن در مصادر مهم قدرت و احساس امنيت نسبت به رقيب مشترک، ناگهان چشم باز کردند و ديدند که هيچ نسبت اثباتي مشترکي و هيچگونه خويشاوندي فکري با همديگر ندارند.

هرکس به ظن خود، اقدام به تفسير و تعريف اصلاح طلبي کرد. تعريف‌ها آنچنان متضاد و متناقض بود که شيخوخيت بردار نبود و راهها جدا شد. هرکس بر اساس مبناي خود، ساز جدايي نواخت. کروبي به راهي رفت، تکنوکرات‌ها راه ديگري رفتند، مشارکت و مجاهدن نيز راهي متفاوت انتخاب کردند، خاتمي ماند که با اين تفرقه و تشتت چه کند. او طرف هرکه را ميگرفت، هزينه سرسام آوري ميبايست بپردازد. اما وسط ماندنش هم چاره کار نبود.طوفان جدالهاي درون گفتماني،سقف اصلاح طلبان را شکافت و باعث فرو ريختن آن شد در يک چشم بهم زدن،نه از اصلاحات و نه از اصلاح طلبان اثري در ساحت سياست ايران باقي نماند .

اکنون نوبت اصولگرايان رسيده است آنان نيز بدون نقشه ايجابي راه، وارد مسير مشترک شدند. در طول پنج سال حاکميت آنان،گاه گاه، زمزمه انتقادي از درون اردوگاه به گوش مي‌رسيد اما هر بار به بهانه دشمن مشترک فروکش مي‌کرد و با فضاسازي رسانه‌اي و البته فرهنگ مصلحت انديشي، به فراموشي سپرده مي‌شد و همه چيز به حال اول برمي گشت،تا اينکه انتخابات دهم از راه رسيد و دکتر احمدي نژاد اين بار نيز بر فراز گروههاي اصولگرا پيروز قاطع ميدان شد. امروز که رقيب مشترک (اصلاح طلبان) به کما رفته است، اصولگرايان خود اقدام به تعريف اصولگرايي بر مبناي گمانه خود دارند بر اساس تعريف‌هاي جديد، تعريف از احمدي نژاد نيز متفاوت شده است.

آقاي رحيم مشايي نزديکترين يار احمدي نژاد ميدان دار، تعريف احمدي نژادي از اصولگرايي مي‌باشد. او در اين مدت نشان داده است که نگاهي متفاوت با مباني فکري متمايز با ديگر اصولگرايان دارد. به تعبير ديگر همواره گفته مي‌شد که طيف احمدي نژاد از آقا تهراني تا مشايي را شامل مي‌شود . در دور اول رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد، تمام تلاش اردوگاه اصولگرايان اين بود که نشان دهند، احمدي نژاد به قرائت آقا تهراني، صحيح مي‌باشد. با اين شاخص کساني چون دکتر الهام، صفار هرندي و بخش مهم روحانيت حامي دکتر احمدي نژاد، همراه تر و نزديک تر از ديگران بودند. اما اقدامات دکتر احمدي نژاد در پس انتخابات دهم، نشان داد که او بيش از همه به قرائت مشايي نزديک تر است. احمدي نژاد بر خلاف خاتمي، تصميم دارد که وسط نايستد. خاتمي آن روز که راهها جدا شد، تصميم گرفت وسط بايستد و البته آن استراتژي ناجي فروپاشي اصلاح طلبان نشد؛ بلکه اجماع مرکب عليه خود او شکل گرفت. بخش تند روي اصلاح طلبان، ابتدا شعار عبور از خاتمي سر دادند، آنگاه نوبت به اعلام جنگ کروبي عليه خاتمي رسيد. هر دو گروه به نوعي سعي کردند خاتمي را مقصر تمام شکستها قلمداد نمايند. شايد دکتر احمدي نژاد با استفاده از اين تجربه، تصميم گرفته است که پاي يکي از اين قرائت‌ها امضاء دهد و حاضر شود، هزينه آن را بپردازد. شوک آراي آقاي مشايي و سرآسيمگي بزرگان اصولگرا، تاکنون نتوانسته است در جهت گيري آقاي احمدي نژاد، تاثير گذار بيافتد و او محکم تر از هميشه در حمايت از آقاي مشايي، مقابل منتقدينش ايستاده است. در نتيجه بايد گفت اکنون نوبت اصولگرايان است که راههايشان را جدا سازند و البته متناسب با تعريف‌هاي امروز، ريزش‌ها و رويش‌هاي جديد،آرايش سياسي جديدي در انتظار اردوگاه اصولگرايي است .

واقعيت‌هائي درباره توطئه تحريم

واقعيت‌هائي درباره توطئه تحريم

با تصويب نهائي تحريم‌هاي اتحاديه اروپا عليه ايران، توطئه تحريم به كامل شدن نزديك مي‌شود. دولت كانادا نيز خبر داده است كه تصميم دارد تحريم‌هائي را عليه ايران به تصويب برساند كه طبق اطلاعات موجود، حلقه پاياني و مكمل توطئه تحريم خواهد بود.

بعد از صدور قطعنامه 1929 شوراي امنيت سازمان ملل در 19 خرداد گذشته، دولت آمريكا نيز تحريم‌هائي را به تصويب مجلسين و امضاء رئيس‌جمهور اين كشور رساند. دوشنبه هفته گذشته، حلقه ديگر اين توطئه توسط دولت انگليس شكل گرفت و آنچه قرار است توسط دولت كانادا صورت بگيرد، ادامه همين روند است كه بطور طبيعي سردمداران "توطئه تحريم" را نشان مي‌دهد، آمريكا، انگليس، كشورهاي عمده اروپائي و كانادا.

اين اسامي، دو نكته را فاش مي‌كنند، اول آنكه در رأس اين توطئه،‌ آمريكا قرار دارد و دوم آنكه آنچه توسط شوراي امنيت سازمان تصويب شده است نيز به همين چند كشور مربوط مي‌شود كه باز هم آمريكا در رأس آنها قرار دارد. به عبارت روشن تر، خط دهي اصلي و طراحي اين توطئه توسط آمريكا صورت گرفته و همراهي ساير كشورها با آمريكا نوعي پيروي از اين كشور است كه عنوان "ناخواسته" مي‌تواند براي آن عنواني مناسب باشد. واقعيت اينست كه اروپائي‌ها مايل نيستند منافع اقتصادي خود را با خواست و ارا ده آمريكا گره بزنند و نوع تحريم‌هاي اتحاديه اروپا نيز همين واقعيت را نشان مي‌دهد. درباره كانادا نيز همين نكته صدق مي‌كند و اين مجموعه، چارچوب خاصي را براي تحريم‌ها انتخاب كرده‌اند كه از يكطرف در ظاهر با آمريكا همراهي كرده باشند و از طرف ديگر، منافع اقتصادي خود را به خطر بياندازند. از اين نكته، كه به ماهيت اقدام اروپا و كانادا مربوط مي‌شود، كه بگذريم، به چند واقعيت درباره تحريم‌ها مي‌رسيم كه بايد به آنها توجه جدي شود.

اول آنكه برخلاف ادعاي دولت‌هاي آمريكا، كانادا و اتحاديه اروپا كه مي‌گويند تحريم‌ها ملت ا يران را نشانه نمي‌روند، اگر لطمه‌اي متوجه ايران باشد بدون ترديد ملت ايران در كانون اين لطمات قرار خواهد داشت. شوراي امنيت سازمان ملل هم مدعي است صدور قطعنامه 1929 نوعي برخورد با دولت و در عين حال حمايت از ملت ايران است. ولي واقعيت اينست كه اين ادعاها كاملاً انحرافي و نوعي مغالطه مي‌باشد. تفكيك دولت از ملت، كه در ادعاهاي تحريم كنندگان صورت مي‌گيرد، خود يك توطئه كثيف‌تر است. علاوه بر اين، امكان ندارد چيزي موجب وارد شدن لطمه به دولت شود ولي ضرر آن متوجه ملت نشود. مهمتر آنكه براي غربي‌ها اموري از قبيل انرژي هسته‌اي وحقوق بشر فقط بهانه‌ايست كه درصدد هستند انتقام خود را از ملت ايران، كه با قيام و ا نقلاب خود نفوذ استعماري آنها در ايران را قطع كرد، بگيرند. مي‌بينيم كه تعدادي از كشورهاي منطقه حتي تا ساخت بمب اتمي هم پيش رفته‌اند و تعدادي ديگر حتي اصول اوليه حقوق بشر را رعايت نمي‌كنند و پرونده‌هاي سياهي را در اين زمينه دارند ولي غربي‌ها نه تنها با آنها روابط گرمي دارند بلكه از آنها در همه‌ي زمينه‌ها حتي از انرژي هسته‌اي و سركوب مردم و پايمال كردن حقوق بشر حمايت هم مي‌كنند، زيرا دولت‌هاي اين كشورها آلت دست غرب هستند و ملت هايشان هر چند از اين وضع ناراضي هستند ولي كاري كه منافع استعماري غرب را به خطر انداخته باشد نكرده‌اند. در ايران، شرايط متفاوت است. ملت ايران، كه صاحب اصلي انقلاب است و در دفاع مقدس ايستادگي كرد و در همه‌ي صحنه‌ها حاضر بوده و توطئه‌هاي دشمنان را يكي پس از ديگري خنثي كرده و ملت‌هاي ديگر را نيز براي ايستادگي در برابر قدرت‌هاي استكباري تشويق نموده،‌ براي غربي‌ها يك خطر محسوب مي‌شود و طبيعي است كه آنها درصدد باشند به هر بهانه‌اي كه شده انتقام خود را از اين ملت بگيرند.

واقعيت دوم اينست كه تجربه 31 ساله ما نشان داده ما مي‌توانيم در برابر تحريم‌ها بايستيم و از اين عرصه كارزار نيز پيروز بيرون بيائيم. در جنگ تحميلي 8 ساله علاوه بر مشكلات خود جنگ، تحريم‌ها هم هر روز بيشتر مي‌شدند و ملت ايران با مقاومت شجاعانه در صحنه دفاع و همبستگي هوشيارانه در عرصه‌هاي ديگر به ويژه مقابله با تحريم‌ها توانست كليه توطئه‌ها را خنثي كند و راه را براي پيشرفت در زمينه‌هاي مختلف هموار نمايد. قطعاً اينبار نيز چنين خواهد شد و ملت ايران يكبار ديگر دشمنان خود را مأيوس خواهد كرد. تحريم‌ها را ناديده گرفتن يا كوچك شمردن درست نيست. ما اگر هنري داريم كه داريم، اينست كه در برابر تحريم‌هائي كه كوچك نيستند مي‌ايستيم و موفق هم ميشويم.

واقعيت سوم اينست كه حفاظت از نظام جمهوري اسلامي، به عنوان يك وظيفه حتمي و همگاني، ايجاب مي‌كند مسئولان از دو اهرم كارآمد بطور همزمان استفاده كنند. مقاومت در برابر زياده خواهي‌ها و تدبير براي خنثي كردن توطئه‌ها.

مقاومت، همانست كه از دوران انقلاب تا پيروزي و بعد از پيروزي تا ا مروز صورت گرفته و موفقيت‌هاي بزرگي را براي ملت ايران در همه‌ي زمينه‌ها رقم زده است. اكنون نيز به اين عامل مهم نيازمنديم و خوشبختانه در تمام رده‌هاي مسئوليتي و در بدنه جامعه روح مقاومت در برابر توطئه كاملاً بارز است. اين روحيه بايد با بيان نقطه قوت‌ها و تجربه‌ها تقويت شود و همه با اين واقعيت آشنا شوند كه پيروزي نهائي با طرفي است كه بيشتر مقاومت كند.

اهرم دوم، يعني تدبير، عامل مهمي است كه مانع افزايش توطئه‌ها عليه نظام جمهوري اسلامي و يا جلوگيري از شكل‌گيري توطئه‌ها مي‌شود.

بكار گرفتن عقلانيت در عين هوشياري و مقاومت، موجب مي‌شود دشمن نتواند بهانه جوئي كند. اين هنر، مانع دشمن‌تراشي مي‌شود و نظام جمهوري اسلامي را از وجود دوستان قدرتمند بهره‌مند مي‌سازد. فلسفه دستگاه سياست خارجي در هر كشور كه تحت عنوان وزارت امورخارجه فعاليت مي‌كند همين است. همه مشكلات را با شعار و طرد كردن اين و آن نمي‌توان حل كرد. نام اين كار، ايجاد تنش است و مأموريت اصلي و جوهري دستگاه سياست خارجي هر كشور و همه‌ي مسئولان اجرائي، تنش زدائي است. هر كشوري كه اين مأموريت را بهتر به انجام برساند در حفاظت از كيان خود موفق‌تر خواهد بود.

در برابر قلدري ها، زياده خواهي‌ها و سلطه طلبي‌ها ما بايد بايستيم همانگونه كه تا امروز ايستاده‌ايم و موفق هم بوده‌ايم. اما ايستادگي در برابر قلدري‌ها را با دشمن تراشي و ايجاد تنش نبايد اشتباه گرفت. حفاظت از نظام جمهوري اسلامي، به ايستادگي در برابر قلدري‌ها نياز دارد ولي به ايجاد تنش نه تنها نياز ندارد بلكه با پرهيز از آنست كه مي‌توان به اين هدف رسيد.

براي مقابله با "توطئه تحريم" بايد همه به اين واقعيت‌ها توجه عميق داشته باشيم و با پاي بندي به وظايف خود كه در رأس آن حفاظت از نظام جمهوري اسلامي قرار دارد، اين مرحله را نيز پشت سر بگذاريم و مطمئن باشيم كه به فضل الهي پيروز اين صحنه نيز ملت ايران خواهد بود.

ميلاد مسعود حضرت بقيه الله  (عج)  بر شيعيانش مبارک باد

ميلاد مسعود حضرت بقيه الله  (روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداه)  بر شيعيانش مبارک باد