ديپلماسي مقاومت فعال

ديپلماسي مقاومت فعال

جمهوري اسلامي ايران با واکاوي دقيق دورنماي تحولات آينده، الگوي مبارزاتي جديدي را در برابر حاکميت نظام سلطه به اجراء درآورد. دولت دکتر احمدي نژاد ديپلماسي مقاومت فعال را به عنوان رويکرد هسته‌اي خود برگزيده است.

اين رويکرد با رويکرد تقابل که خواهان خروج از NPT مي‌باشد متفاوت است آنچنانکه کره شمالي خواهان آن مي‌باشد و با رويکرد انفعال و سازش هم در تعارض است آنچنانکه ليبي آنرا برگزيد .در صحنه کارزار رويارويي ايران و آمريکا هر کدام براي پيشبرد اهداف خود به ابزاري متوسل شده اند.

آمريکا به ديپلماسي تحريم و جنگ رواني متوسل شده است آنان با پروژه «ايران هراسي» سعي در جلب افکار عمومي و ايجاد اجماع جهاني عليه فعاليت هسته‌اي ايران دارند کشورهاي صنعتي نظام بين الملل براي حفظ هژموني خود از الگوهاي متنوعي بهره مي‌گيرند، گزينه رفتاري اين کشورها را مي‌توان تاکيد بر محدودسازي قابليت‌هاي صنعتي و استراتژيک ايران دانست .

در نقطه مقابل جمهوري اسلامي با اتخاذ ديپلماسي مقاومت فعال و آگاه سازي افکار عمومي از طريق ديپلماسي عمومي، سعي مي‌کند موازنه را به نفع خود تغيير دهد.به تعبير ديگر جمهوري اسلامي ايران توانست به گونه تدريجي موقعيت خود را ارتقاء داده از ابزارهاي بين المللي استفاده بهينه به عمل آورد.

دکتر احمدي نژاد با انتخاب ديپلماسي مقاومت فعال و تمرکز بر ديپلماسي عمومي به عنوان پشتوانه اصلي ديپلماسي رسمي سعي کرد به جاي پاسخگويي در جايگاه متهم، خود را در جايگاه مدعي قرار دهد و با توان خطابه‌اي به خوبي از عهده اين هدف برآمد .خطابه در حوزه ديپلماسي عمومي از اهميت و کارکرد بالايي برخوردار مي‌باشد و مي‌تواند فضاي رسانه‌اي دنيا را با خود همراه سازد بنابراين برغم تحليل بسياري در مخالفت سفر اخير دکتر احمدي نژاد به نيويورک جهت شرکت در اجلاس NPT به نظر مي‌رسد اين اجلاس و تريبون آن و اجلاس‌هاي مشابه براي رويکرد ديپلماسي عمومي، فرصت مغتنمي است به گونه‌اي که مي‌تواند تلاش دولت آمريکا براي اجماع جهاني عليه اهداف صلح آميز هسته‌اي ايران را خنثي سازد و اعتماد به نفس ديگر اعضاء را بالا ببرد.

در شرايطي که آمريکا و متحدانش با فضاسازي رواني، تلاش دارند مفاد NPT را به نفع خود تغيير دهند و در زماني که محيط منطقه‌اي در شرايط ابهام و تعارض قرار گرفته است،لازم است اقداماتي انجام گيرد که قدرت بازدارندگي در برابر تهديدات استراتژيک را فراهم بياورد.

پر واضح است که در اين شرايط اکتفاء به خطابه و غفلت از ديگر ابزار بازدارندگي کارساز نخواهد بود اما خطابه خود زبان کارساز و ابزار ديپلماسي عمومي است توانمندي کشورها در ديپلماسي عمومي شاخص ديپلماسي مقاومت فعال مي‌باشد نتيجه اينکه حضور رئيس جمهور در چنين اجلاس‌هايي و بيان منطقي مواضع ايران و همچنين افشاء اهداف غرب به حوزه نفوذ ايران مي‌افزايد و قدرت چانه زني ما را در برابر نظام بين الملل ارتقاء مي‌دهد.

شهادت مظلومانه دردانه رسول (ص) تسلیت باد

شهادت مظلومانه دردانه رسول (ص) تسلیت باد

رندي اوباما و ضرورت هوشمندي دستگاه ديپلماسي کشور

رندي اوباما و ضرورت هوشمندي دستگاه ديپلماسي کشور

مطالعه خاطرات روساي جمهور دولت آمريکا از انقلاب اسلامي تا کنون به خوبي نشانگر اين واقعيت است که همه آنان يک ناکامي مشترک داشته و آن هم ناتواني در برخورد و مهار ايران بوده است. اولويت کاري هر پنج رئيس جمهور آن کشور چگونگي برخورد با ايران بود که همه آنان ناکام ماندند و دولت‌هاي بعدي با معماي ايران پيچيده تر، روبرو شدند.

هر کدام از دولت‌هاي گذشته آمريکا براي انجام اين اولويت، روش‌هايي را در پيش گرفتند و در نتيجه طيف گسترده‌اي از روش‌ها و ابزار بکار گرفته شد تا اين هدف يعني مهار جمهوري اسلامي محقق شود.روش تهديد،تحقير،تحريم،تضعيف، همه بکار گرفته شد اما هيچ کدام نتيجه بخش نبود شايد خشن ترين رويکرد آن کشور با ايران در زمان بوش پسر بود.تئوري «دامينو» در دولت ايشان دنبال شد با وقايع 11 سپتامبر راهبرد تهاجمي آمريکا با اشغال دو کشور عراق و افغانستان عملياتي شد و در اين فضا تغيير رژيم ايران در دستور کار سياست خارجي آن کشور قرار گرفت

در چنين فضايي بود که دبليو بوش به خود اجازه داد که ايران را محور شرارت بنامد اما زمين گير شدن ماشين جنگي آمريکا در عراق و افغانستان و به بن بست رسيدن طرح‌هاي خاورميانه‌اي آن کشور و همچنين پيروزيهاي چشمگير حزب ا... لبنان و حماس در نوار غزه و گسترش موج نفرت عمومي جهاني در خصوص سياست‌هاي سخت نو محافظه کاران حاکم زمينه را براي ورود چهره‌اي جديد و بظاهر متفاوت در قامت آقاي اوباما فراهم آورد در نتيجه بوش پسر نه فقط در تغيير رژيم ايران ناکام ماند که ايران در نقطه اوج قدرت قرار گرفت و دولت ايشان در بدترين شرايط تاريخ آمريکا واقع شد.

در چنين شرايطي آقاي اوباما با شعار تغيير و تمرکز بر حل مسئله ايران زمام قدرت را به دست گرفت و خوشبيني‌هاي زيادي مبني بر حل و فصل مسايل ابراز گرديد اما روند امور خلاف اين گمانه را نشان داد او سعي کرد با تغيير لحن و ادبيات از دولت آمريکا اعاده حيثيت نمايد و در گام بعد تلاش کرد چهره آمريکا را در جهان اسلام بازسازي نمايد.سفر به مصر و سخنراني در دانشگاه قاهره،سفر به ترکيه و بازديد از اماکن و مساجد اسلامي آن کشور،انتقاد صوري به اسرائيل همه در راستاي استراتژي فوق صورت پذيرفت.

در گام سوم اوباما سعي کرد اختلافات خود با دو کشور روسيه و چين را حل و فصل نمايد بر همين اساس هم با روسيه توافقنامه استارت 2 و جمع آوري سپر دفاع موشکي امضاء کرد و اميدوار شد که راه براي همراهي اين دو کشور در برخورد با ايران هموار گرديده است گام چهارم دولت اوباما بر ايران هراسي متمرکز است در حقيقت محور ديپلماسي اين کشور بر بزرگ نمايي اهداف هسته‌اي ايران استوار شده است و رايزني فشرده‌اي در صحنه جهان به اين منظور شاهديم.

رسانه‌هاي غرب براي اين هدف بسيج شده اند گام پنجم در سياست جديد اوباما بر مسائل داخلي ايران تمرکز دارد و تلاش براي بهره برداري از محيط اختلافات داخلي روز افزون شده است گام ششم در استراتژي آن کشور با ايران اينکه هزينه برخورد با ايران بر جيب سازمانهاي بين المللي از جمله شوراي امنيت يا 1+5 تحميل شود و تنها دولت آمريکا طرف دعوا با جمهوري اسلامي نباشد به عبارت ديگر دولت آمريکا به دنبال اجماع و اقناع جهان براي بر خورد با ايران است به گونه‌اي که بتواند با پيش انداختن جامعه جهاني ديوار مصونيت براي خود فراهم آورد و در نهايت در گام هفتم به نظر مي‌رسد به دنبال امتحان همزمان گزينه‌هاي مختلف که شامل تشديد تحريم و احيانا برخورد نظامي است. در اين بين تمام کارشناسان سياسي و نظامي نسبت به پيامدهاي هر دو رويکرد آن دولت هشدار‌هاي لازم را داده اند.

آنان به شدت نسبت به هر گونه اقدام نظامي بيمناک هستند و واکنش ايران را غير قابل پيش بيني و مهلک تفسير مي‌کنند بر همين اساس گزينه بر خورد نظامي را احمقانه مي‌نامند.تاثيرگذاري گزينه تشديد تحريم‌ها هم مورد تشکيک مي‌باشد. بنابراين گيجي مفرطي بر کاخ سفيد حاکم است بر اين اساس اگر آقاي اوباما بنا دارد به ناکامي ديگر روساي جمهور کشورش در خصوص ايران گرفتار نيايد يک گزينه بيشتر در پيش رو ندارد.

و آن هم پذيرش ايران هسته‌اي است.تهديد ايران ولو با ابزار اتمي نه تنها بر مسير ايران تاثيرگذار نخواهد بود که پروسه ظاهر سازي اوبا ما خنثي مي‌شود و چهره واقعي ايشان در نزد افکار عمومي نمايان خواهد شد و جايگاه دولتش بيش از زمان دبليو بوش تنزل مي‌يابد.

نتيجه اين که: الف:دستگاه ديپلماسي کشورمان مي‌بايست متوجه رندي، زيرکي و پيچيدگي ماهيت تاکتيک‌هاي دولت کنوني آمريکا باشد و در اين شرايط نياز به هوشمندي درديپلماسي است.

ب:به نظر نگارنده پاشنه آشيل اقدامات خصمانه دولت آمريکا مسايل داخلي است اگر متناسب با سطح تهديدات، شرايط داخلي از آمادگي لازم برخوردار نباشد آنگاه بيم هر نوع اقدامي وجود دارد.

سرمقاله روزنامه ابتکار به قلم محمدعلي وکيلي