بعثت نبی مکرم اسلام (ص) مبارک باد

بعثت نبی مکرم اسلام (ص) مبارک باد

هاشمي يک بار ديگر بر سر دوراهي

هاشمي يک بار ديگر بر سر دوراهي

جمعه موردانتظار هم فرا رسيد و خطبه هاي وعده داده شده ايراد گرديد جمعيت پرشور متشکل از سلايق مختلف حضور پيدا کرده بودند مجموعه اتفاقات موجب شد تا يک بار ديگر نمازجمعه اي شبيه آن چيزي که در5مرداد 1358 براي اولين بار توسط مرحوم آيت ا...طالقاني ايراد گرديد در دانشگاه تهران اتفاق بيفتد و اين تشابه از نگاه خطيب ديروزهم مغفول نماند، ديروز به يک معنا شاهدحضور چشمگير نمازاولي ها نه از نظر سن که از نظر شرکت در اين نوع مراسم بوديم. نماز جمعه ديروز محور گمانه زني و تحليل هاي يک هفته گذشته بود دامنه گمانه ها محدود به رسانه و محافل داخلي نبود و ابعاد تحليل ها مورد توجه رسانه هاي جهاني قرار داشت خبرحضور آقايان موسوي و خاتمي در نماز جمعه بردامنه کنجکاوي پيرامون رخدادهاي نماز جمعه 26تير افزود.مجموعه تحليل و گمانه زني ها در کنار شخصيت خود هاشمي رفسنجاني موجب اهميت دو چندان نماز جمعه ديروز گرديد.يکي از تفاوت هاي هاشمي رفسنجاني با ديگر شخصيت هاي نظام اين است که ظرفيت هاي ايشان تمام نشدني است.به دليل نقش محوري و تاثيرگذارآقاي هاشمي  در طول سي سال گذشته همواره بسياري مترصد پايان پذيري ظرفيت  وي وبه بايگاني سپرده شدن ايشان بودند اما بعدها ديديم که هاشمي همچنان هاشمي است.پلي به گذشته راهنمايي خوبي بر اين نکته است هاشمي نقش محوري در سقوط دولت موقت برعهده داشت آنچنان که خود در خاطراتش آورده که براي اقناع امام(ره)مجبور به گريه شد.هاشمي صحنه گردان اصلي کنارزدن بني صدر وعزل ايشان بحساب مي آيد او کارگردان پشت صحنه پرونده مک فارلين بود.هاشمي فرماندهي جنگ را برعهده داشت و مسئوليت ادامه جنگ و درنهايت پذيرش قطعنامه 598 مستقيما برعهده او بود.نقش تعيين کننده اي در عزل آيت ا... منتظري از قائم مقامي رهبري ايفا کرد.خطبه معروف ايشان درهفته قبل از انتخابات دوم خرداد76 کليد پيروزي خاتمي بر رقيب قدرتمند محافظه کارش ارزيابي شدو... و به دليل نقش هاي گوناگون، موقعيت مخالفان و موافقانش بارها عوض شد.کساني که اورادر دهه هفتاد تا نيمه اول80 عاليجناب سرخپوش برميشمردند اين روزها چشم به نقش هاي تازه ايشان دوخته اند. کساني که آن روزگاران منتقدان اورا باشعار مخالف هاشمي مخالف رهبري است سرکوب مي کردند اين روزها خود متوسل به هر بهانه اي جهت مقابل نشان دادن هاشمي با رهبري هستند.داوري افراط   گونه و تفريط  گونه نخبگان پيرامون نقش هاشمي تا آنجا بود که گروهي ردپاي اورا پشت هر حادثه اي در طول سي سال گذشته پي مي جستند گروهي هم اورا به عنوان دائي جان ناپلئون مسايل ايران قلمداد مي کردند،اما اين انتخابات خط بطلاني برنوار مباني قضاوت هاي مذکور بود اگرچه تحولات همواره نشان داده که هاشمي برسر دوراهيها از هويت انقلابي خود فاصله نگرفته است و اوهمچنان جزئي از تاريخ انقلاب بحساب مي آيد اما موقعيت و قدرت تاثيرگذاري ايشان نه در آن ابعادي که تصور مي شد که در آيينه واقعيت نمايان گرديد.برغم اينکه همواره به گفتن صحبت هاي تاويل پذير و تعميم پذيرشهرت يافته است اما سير وقايع اورا تامرز صريح گويي وشفاف  گويي پيش برده است و از حرکت در سايه به حرکت درمتن تغيير روش داده است.اگر چه تلاش ها به منظور استفاده از ظرفيت ايشان براي به انجام رساندن خواست معترضين از مدتها قبل شروع شده است وسعي مي شود که هاشمي در قامت ليدرمعترضين ظاهر شود به همين دليل هم شاهد طيفي از انتظارات متنوع در خصوص نقش هاي ايشان هستيم درنتيجه همين انتظارات ديروز شاهد تغيير محسوسي در ادبيات وي بوديم ادبيات هاشمي همواره مملو از مصلحت انديشي وکلي گويي بود اما ديروز تکيه و تمرکزصحبتشان برتوجه به خواست مردم بود ودرنهايت خطبه ديروزش رضايت معترضين را فراهم آورد اما آناليزمتن صحبت ها نشان مي دهد که هاشمي همچنان سعي در رعايت اصل مرضي الطرفين بودن خودکرد يکي از مهمترين انتظارات شکل گرفته در خصوص خطبه هاي نمازجمعه ايشان "رد نتيجه انتخابات" بود درحاليکه پيشنهادات وي مبني بر برون رفت ازشرايط فعلي متضمن پذيرش نتيجه انتخابات بود تاکيد بر قانع بودن به قانون،آزادي زندانيان، دلجويي از بازماندگان حوادث اخير وفراهم آوردن امکاني براي ادامه مناظرات اينها درمقياس انتظارات معترضين راهکارهاي حداقلي هستند که البته بالحني راديکال و انتقادي ارايه شدند،بنابراين خطبه هاي نمازجمعه 26 تير از نظرمحتوا آيينه همان هاشمي مصلحت انديش بود اما از نظر شکل آيينه يک هاشمي تغييريافته وراديکال بود.

به قلم محمدعلي وکيلي، مدیر مسئول روزنامه ابتکار

 

در همین ارتباط:

نماز جمعه ديروز و ...، به قلم حسين شريعتمداري

هاشمي‌رفسنجاني و مديريت بحران، به قلم صادق زیباکلام

مرد بحران ها، سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی

متن کامل سخنان هاشمی در نماز جمعه دیروز تهران

اوباما تناقض در شعار و عمل

اوباما تناقض در شعار و عمل

باراك اوباما رئيس جمهور آمريكا در آستانه سفر خود به مسكو اظهار داشت : هدف از استقرار سپر موشكي آمريكا در قاره اروپا مقابله با ايران است و روسيه نبايد بابت آن نگران باشد. گرچه مي توان چنين برداشت كرد كه اين سخنان اوباما براي خوشامد مقامات روس و كاستن از خشم افكار عمومي روسيه عليه آمريكا در آستانه ورود وي به مسكو صورت گرفته است ولي تامل در رفتارها و مواضع ضد ايراني اخير اوباما و ديگر مقامات روس نشان مي دهد كه رئيس جمهور جديد آمريكا نقاب صلح دوستي را تحت عناويني همچون تغيير در سياست خارجي و تعامل با ايران كنار زده و دقيقا به سمتي مي رود كه دولت هاي قبلي آمريكا رفته اند و مشخصا پا جاي پاي بوش گذاشته است . اوباما همچنين در جريان ديدارش با ديمتري مدودف رئيس جمهوري روسيه در مسكو ادعاي تكراري و موهوم دولت هاي قبلي آمريكا را مطرح ساخت و برنامه هسته اي ايران را يك « تهديد بزرگ » خواند و علاوه بر آن مدعي شد ايران وظايف بين المللي خود را اجرا نمي كند و سياستهايش سبب مسابقه تسليحاتي در خاورميانه مي شود. اگر موضع گيري هاي تازه اوباما را در كنار اظهارات ديگر مقامات آمريكايي قرار دهيم به روشني اين رويكرد خصمانه دولت كنوني آمريكا در قبال ايران مشخص مي شود.

ژنرال « مايك مولن » رئيس ستاد مشترك آمريكا هفته جاري در گفتگو با يك شبكه خبري آمريكا تصريح كرد « بسيار مهم است در برخورد با ايران هيچ گزينه اي از جمله گزينه نظامي را به طور كامل منتفي ندانيم . وي با بيان اينكه هم دستيابي ايران به بمب اتمي و هم حمله نظامي به اين كشور پيامدهاي بسيار سوئي خواهد داشت در واقع هم غيرمستقيم ايران را متهم به تلاش براي توليد سلاح اتمي ساخت و هم ايران را تهديد نظامي كرد.

از طرف ديگر جوبايدن معاون اوباما نيز اواخر هفته گذشته در اظهاراتي غيرمعمول و تهديدآميز گفت : « اسرائيل خود مي تواند تعيين كند كه منافعش در كجاست و در مورد ايران بايد چه تصميمي بگيرد » !

ترديدي نيست كه اين سخن معاون اوباما چراغ سبز آشكار به رژيم صهيونيستي براي تهديد كردن ايران است .

بايدن همچنين گفت : « آمريكا نمي تواند به كشور مستقل ديگري (اسرائيل ) ديكته كند كه چه كار بكند و چه كار نكند »! بايدن در ادامه تهديد غيرمستقيم ايران افزود : « اگر دولت اسرائيل تصميم بگيرد به اقدامي (عليه ايران) غير از آن كه هم اينك وجود دارد دست بزند اين حق آنهاست » !

اين اظهارات بايدن درحالي ابراز مي شود كه وي دو ماه قبل مواضع كاملا مخالفي با مواضع امروزش داشت و حتي نتانياهو را تهديد كرده بود حمله احتمالي به ايران احمقانه ترين كار ممكن خواهد بود.

مجموعه اين تحولات و برايند موضع گيري هاي اخير مقامات آمريكايي بيانگر آن است كه دولت جديد آمريكا وارد مرحله تازه اي در برخورد با ايران شده است كه در خوش بينانه ترين حالت مي توان آن را به مذاكره از موضع قدرت با دولت ايران به ويژه پس از تحولات سياسي اخير دانست .

آنچه مسلم است اين است كه مسائل جاري موضع گيري هاي اخير مقامات آمريكايي بيش از پيش ماهيت دولت جديد اين كشور را كه سعي داشت در پوشش الفاظ صلح خواهانه چهره خود را مخفي كند آشكار ساخت و بار ديگر براين نكته تاكيد كرد كه دولتهاي آمريكا گرچه تغيير مي كنند ولي سياستهاي كلي آن كشور كه مبتني بر مداخله جويي و زياده خواهي در صحنه بين المللي است هرگز تغيير نمي كند.

اين موضوع تنها به برخورد با ايران منحصر نمي شود بلكه چنانكه مشهود است مسائل ديگري همچون موضوع عراق افغانستان و سپر موشكي را نيز شامل مي گردد. اوباما با آنكه در تبليغات انتخاباتي خود بارها اعلام كرده بود در برنامه استقرار سپر موشكي در اروپا تجديدنظر خواهد كرد و نيروهاي آمريكا را از عراق و افغانستان خارج خواهد نمود عملا نشان داد كه اين شعارها وعده هاي فريبكارانه اي بيش نبوده است. واشنگتن برنامه سپر موشكي را همچنان با سماجت دنبال مي كند در عراق خبري از خروج نيروهاي اشغالگر نيست و حتي در افغانستان دولت اوباما 30 هزار نيروي جديد مستقر ساخته است .

بدين ترتيب آنچه دولت جديد آمريكا بايد مدنظر داشته باشد اين است كه مسيري كه مشاوران اوباما وي را به آن كشانده اند به مقصدي منجر خواهد شد كه اسلاف وي به آن نقطه رسيدند و دست كم در مورد ايران دستاوردي غير از هزيمت و شكست نخواهد داشت .

اوباما بايد بداند كه اگر زمام حكومتش را به لابي صهيونيستي بدهد همانگونه كه از مواضع اخيرش برمي آيد سرنوشتي همچون بوش در انتظارش خواهد بود كه مجبور شد با فضاحت كاخ سفيد را ترك كند.

قطعا نه رژيم صهيونيستي توان و جرات ماجراجويي و اقدام عملي عليه ايران را دارد و نه تحولات اخير ايران مي توان نمدي باشد كه آمريكا از آن كلاهي براي خود ببافد. پس بهتر است پيش از آنكه اعتبار نيم بند اوباما در صحنه بين الملل با توسل به سياستهايي كه پيشتر آزموده شده و شكست آن مسجل گرديده است از بين برود به رفتار معقول و سياستهاي مورد پذيرش و اجماع جهاني باز گردد و از زبان تهديدآميز در ديپلماسي با ديگر كشورها دست بردارد.

ولادت امام علی (ع) و روز پدر مبارک باد

ولادت امام علی (ع) و روز پدر مبارک باد

10 اصل برای یک تشکیلات ماندگار به روایت شهید بهشتی

10 اصل برای یک تشکیلات ماندگار به روایت شهید بهشتی

آنچه می‌خوانید 10 توصیه‌ی تشکیلاتی شهید بزرگوار آیت الله دکتر بهشتی است که سه دهه پیش و در جمع انجمن‌های اسلامی سازمان بهزیستی بیان شده است: "ما برای این‌که بتوانیم کارهای بزرگی را انجام دهیم، بی‌شک باید متشکل باشیم. رابطه‌های ایمانی، اعتقادی، علمی، و دینی سازمان‌نیافته، برای رسیدن به "بخشی" از اهداف و تحقق بخشیدن به قسمتی از مراحل یک انقلاب می‌تواند کافی باشد؛ ولی برای رسیدن به بخشی دیگر از اهداف و تحقق بخشیدن به آن قسمت دیگر از آرمان‌های یک انقلاب کافی نیست... ما همچنان بر داشتن یک تشکل پافشاری داریم؛ اما شرط آن این است که:

1.       تشکل باید پاسدار ارزش ها باشد، نه پاسدار خود. نگهبان ارزش‌ها باشد، نه نگهبان خود.

2.       تشکل باید سازنده‌ی ما، آسان‌کننده‌ی خودسازی برای ما و کمکی به «سیر الی الله» برای شرکت‌کنندگان در این تشکل باشد.

3.       شرط سوم، این‌که این تشکیلات به درد مردم بخورد، نه این‌که یک باری باشد بر دوش این جامعه. برادرها و خواهرهائی که بار سنگین مسئولیت‌ها را بر دوش دارید و چشم‌ها در انتظار نتایج تلاش‌های به‌هم‌پیوسته‌ی شماست، خوش آمدید!

شماها در اقلیت هستید و دیگر نمی‌خواهیم تعارف بکنیم که اقلیت هستیم. شما اقلیت مؤمن می‌خواهید چه کار کنید؟ می‌خواهید بر ستون قدرت دولت تکیه کنید و بگویید بله، امروز دیگر دولت، دولت ماست؟ می‌خواهید بر ستون قدرت دولت پیروز انقلاب تکیه کنید و کارهایتان را پیش‌ببرید؟ نظر ماها این است که شما یک اقلیتی باشید که تکیه‌ کنید بر:

1.       ایمان هر‌چه قوی‌تر به آرمان‌تان و به کارتان؛ نگذارید این ایمان در شماها خدای ناکرده پژمرده و ضعیف شود. این ایمان باید روز به روز تقویت‌گردد.

2.       برنامه‌های عملی‌ای که در‌آن، تفوق و برتری کارکرد ساختار اسلامی و نیروهای مؤمن به چشم بخورد؛ باید به‌گونه‌ای باشد که خواهر مسلمان و برادر مسلمان ما که از یک هم‌سن‌ و همکلاسی و هم‌رتبه‌ی غیر‌مسلمانش در مقام عمل دینی صالح‌تر است، در مقام عمل اجتماعی نیز سودمندتر باشد. اگر عمل شما به حال مردم سودمند واقع شو‌د، ماندنی خواهید بود. این بیان قرآن است. «فاما الزبد فیذهب جفاءً و امّا ما ینفع الناس فیمکث فی الارض» [کف می‌رود و آن‌چه برای انسان‌ها سودمند است می‌ماند. سوره‌ی مبارکه رعد/ آیه 17] سودمندی بیشتر ما باعث پیروزی ماست. به همین جهت در خودسازی فردی و جمعی انجمن‌هایتان باید طوری برنامه‌ریزی کنید که در صحنه‌ی خدمت به مردم بدرخشید؛ نه برای تعریف مردم بلکه برای خدا.

3.       ارتباط‌تان را قوی کنید؛ وقتی یک عده در اقلیت هستند، باید بکوشند تا به کمک ارتباطات گسترده، یک جمع بزرگتر شوند. وقتی‌که همه یک‌جا جمع هستید، احساس دلگرمی و قدرت بیشتر می‌کنید.

4.       جذب عناصر جدید؛ گاهی دافعه خیلی قوی است؛ اما جاذبه چندان قوی نیست. مسلمان، هم دافعه دارد و هم جاذبه. شما باید جاذبه‌تان زیاد باشد. باید کلامتان و رفتارتان چنان باشد که اطرافیانتان را یکی یکی جذب ‌کنید. اصلاً باید برنامه داشته باشید برای جذب آنها. مبادا فکر کنید که اینهایی که با ما مخالف هستند دیگر کارشان خراب است و درست‌شدنی نیستند. خیر، انسان تغییر‌ می‌کند. خیلی‌ها آدم‌های خوبی هستند، می‌لغزند و بد می‌شوند. خیلی‌ها آدم‌های بدی هستند و در اثر ارشاد و معاشرت خوب می‌شوند. تعالیم اسلام یادتان نرود. اسلام می‌گوید تا آخرین لحظات حیات، درِ توبه باز است.

5.       انضباط؛ هر کار دسته‌جمعی‌ای که انجام می‌دهید باید همراه باشد با انضباط تشکیلاتی. بچه مسلمان‌ها به انضباط مقدار کمی بها می‌دهند. باید یک مقدار به انضباط بیشتر بها‌ بدهیم. اما نظم فرعونی نه؛ زیرا نظم گاهی فرعونی و طاغوتی است. نظم ما باید الهی، سازنده و نورانی باشد.

6.       شناسایی و کشف استعدادها؛ کشف عناصر مدیر و به دردخور که بتوانند پستهای کلیدی و مؤثر را با لیاقت اداره کنند. گاهی ما یک فرد متدین و خوبی را می‌‌گذاریم رأس کاری ولی چون توانایی‌اش ضعیف است، اثر بدی می‌گذارد. شما باید مدیرهای مومن و متعهد 10 سال آینده را، هم کشف کنید و هم بسازید.

7.       معلوماتتان را ببرید بالا در کنار مطالعات اسلامی؛ مطالعاتتان باید اسلامی باشد، فنی هم باید باشد. هر کدام از شما وظیفه‌ی شرعی‌تان است که در هفته یک مقدار روی رشته‌ی خاص خودتان مطالعه‌ی فنی کنید، طوری که کاردانی و کارایی فنی شما رو به افزایش پیگیر و مستمر باشد.

8.       شیوه‌های صحیح برخورد با دشمن و مخالف را یاد بگیرید؛ گاهی برادرها و خواهرها با جریانهای مخالف می‌خواهند برخورد کوبنده داشته باشند؛ اما طرز برخورد آنها طوری است که در جامعه محکوم می‌شوند. شیوه‌های برخورد باید صحیح باشد. باید درباره‌ی این شیوه‌های برخورد بنشینید و تبادل نظر کنید.

9.       انتقاد از خویشتن؛ آیا هیچ وقت دور هم جمع می‌شوید بگویید این یک هفته نقایص و عیب کارم این بود. این کار را می‌کنید یا خیر؟ خوب، شروع‌کنید! هیچ اشکالی ندارد. «المؤمن مرآت المؤمن» یعنی چه؟ برادر و خواهر مسلمان باید آینه‌ی یکدیگر باشند. آینه یکی از کارهایش این است که عیب‌های آدم را می‌گوید. بنابراین هر هفته‌ای، دو هفته‌ای، یک ساعت دور هم بنشینیم با روی باز و گشاده‌رویی هر کسی اول عیب‌های خودش را بگوید بعد آنهایی که جا می‌ماند دیگران بگویند، بعد هم عیب جمعمان را بگوییم.

10.   امید کامل به آینده؛ هیچ مسلمانی حق یأس و ناامیدی ندارد. آدم‌هایی که ایمان به خدا ندارند آنهایی هستند که از گشایش‌آفرینی خدا در تنگناها مأیوس می‌شوند. انسانهای مؤمن همیشه باید امیدوار باشند. آنقدر قرآن و اسلام به ما تعلیم می‌دهد که نه با یک غوره سردی‌تان بشود و نه با یک مویز گرمی‌تان."

درس هائي از فاجعه هفتم تير

درس هائي از فاجعه هفتم تير

۱) پيروزي انقلاب اسلامي در 22 بهمن 1357 به رهبري امام خميني و روحانيت انقلابي حداقل پنج گروه را خشمگين و پنج تفكر را باطل كرد. آن پنج گروه عبارت بودند از: ملي گراها؛ كمونيست ها؛ منافقين؛ غرب زده ها؛ متحجرين.

علت خشم چهار گروه اول اين بود كه برخلاف ادعاهاي فراواني كه آنها در زمينه مبارزه با رژيم استبدادي داشتند نتوانستند كاري از پيش ببرند ولي روحانيت به رهبري امام خميني توانست رژيم منحط وابسته و مستبد شاهنشاهي را ساقط كند و دست استعمار را قطع نمايد. علاوه بر آنكه اين پديده بسيار مهم به نام روحانيت و اسلام به ثبت رسيد حاكميت نيز با پشتوانه عظيم مردمي به دست كساني افتاد كه گرايش هاي گروه هاي پنج گانه مدعي يعني ملي گراها كمونيست ها غرب زده ها منافقين و متحجران را قبول نداشتند و به حاكميت اسلام انقلابي معتقد بودند.

اين گروه ها همزمان با اين خسران هاي بزرگ از نظر فكري و پشتوانه نظريه پردازي نيز دچار خسران بزرگي شده بودند. ملي گراهاكه تصور مي كردند مردم را با شعارهاي ملي گرايانه مي توانند به صحنه بياورند در عمل ناكارآمدي اين تفكر را تجربه كردند. كمونيست ها در برابر چشمان حيرت زده خود مهر باطله اي را كه بر پيشاني شعار 70 ساله « دين افيون توده هاست » خورده بود مشاهده كردند . غرب زده ها كه با پز روشنفكري هيچ گروهي جز خودشان را شايسته مبارزه با استبداد نمي دانستند كاملا خلع سلاح شدند و به آنها ثابت شد كه چيزي بيش از يك مشت روشنفكرنماي ورشكسته نيستند. افكار التقاطي منافقين نيز رنگ باخت و ناخالصي هاي آن آشكار شد. و متحجران كه با شعار « مشت در برابر درفش كارائي ندارد » و هر « پرچمي قبل از ظهور حضرت صاحب الامر عليه السلام بلند شود پرچم كفر است » آشكارا با نهضت امام خميني مخالفت مي كردند برآشفته شدند و همه ي بافته هاي خود را پنبه شده يافتند.

اين واقعيت هاي كوبنده آن 5 گروه را در باطن با همديگر متحد ساخت هرچند در ظاهر تلاش مي كردند شعارهاي خود را حفظ كنند و هر كدام در اردوگاه خود براي از دست ندادن هواداران به ظاهرسازي ادامه دهند وجه مشترك اين پنج گروه مبارزه با انقلابيون جهت تصاحب انقلاب و مصادره دستاوردهاي آن بود.

مرحله اول اين مبارزه تلاش براي جلوگيري از استقرار نظام جمهوري اسلامي بود. در آن مقطع انواع ترفندها براي ممانعت از تاسيس نظام حكومتي برآمده ازانقلاب اسلامي و منحرف كردن مسير انقلاب به سوي نظام هاي حكومتي موردنظر اين گروه ها و قدرت هاي شرقي وغربي بكار گرفته شد ولي مردم به همان چيزي راي دادند كه امام خواسته بود « جمهوري اسلامي » نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد.

مرحله بعد تدوين قانون اساسي بود كه عليرغم كارشكني هاي مستمر همين گروه ها سرانجام مجلس خبرگان قانون اساسي تشكيل شدو خط اصيل اسلام انقلابي توانست در قانون برآمده از اين مجلس متجلي شودو يكي از مترقي ترين قوانين اساسي جهان تدوين گرددو به تصويب مردم برسد . از آنجاكه مدير مجلس خبرگان قانون اساسي آيت الله بهشتي بود دشمني هاي اين هر 5 گروه با او شروع شد. اين عالم مجاهد و متفكر آماج حملات تند تبليغاتي قرار گرفت و سيل شايعات مسموم عليه او سرازير شد.

مرحله سوم نبرد بر سر تصاحب مناصب بود. مجلس شوراي اسلامي توسط نيروهاي خط امام تشكيل شد ولي در انتخابات رياست جمهوري به دليل شكافي كه ميان اين نيروها پديد آمد ابوالحسن بني صدركه ازگروه غرب گرا بود به پيروزي رسيد و ساير گروه ها زير چتر او براي مخالفت با خط امام متحد شدند. هرچند بني صدر نتوانست نخست وزير موردنظر خود را به مجلس تحميل كند و دولت دلخواه خود را تشكيل دهد و به دليل آنكه رئيس جمهور قبل از بازنگري قانون اساسي (1368 ) قدرت قابل ملاحظه اي نداشت عملا امكان چنداني براي پيشبرد اهداف اين گروه هاي پنجگانه در اختيار او نبود لكن از جايگاه رياست جمهوري و رسانه ملي حداكثر بهره برداري را براي تحقق نيات شوم خود و همفكران به عمل آورد.

شايعه سازي دروغ گوئي و اتهام پراكني در اين مرحله به اوج رسيد و چهره هاي اصلي خط امام آماج حملات بي وقفه اين تبليغات مسموم قرار گرفتند. هدف اين بود كه نيروهاي انقلابي و ياران امام وادار به عقب نشيني شوند و گروه هاي پنجگانه همه ي سنگرها را تصاحب نمايند و با مصادره انقلاب نظام جمهوري اسلامي را به انحراف بكشانند.

عدم موفقيت توطئه گران در اين مرحله آنها را به مرحله چهارم تشويق كرد كه حذف چهره هاي خط امامي با توسل به ترور بود. ترورها از ارديبهشت سال 1358 شروع شده بود و آيت الله مطهري در ارديبهشت و آيت الله هاشمي رفسنجاني در خرداد همان سال توسط گروه فرقان ترور شده بودند اما موج تند ترورها در سال 1360 هنگامي به راه افتاد كه امام خميني در 20 خرداد آن سال بني صدر را از فرماندهي كل قوا عزل نمودند مجلس شوراي اسلامي نيز چند روز بعد عدم كفايت سياسي وي را تصويب كرد و با تاييد امام خميني بني صدراز رياست جمهوري بركنار شد و قوه قضائيه نيز او را به خاطر تخلفات زيادي كه مرتكب شده بود تحت پيگرد قرار داد.

موج ترورهاي جديد از ششم تيرماه 1360 با انفجار بمبي در جايگاه سخنراني حضرت آيت الله خامنه اي در يكي از مساجد جنوب غرب تهران شروع شد و با انفجار دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي در هفتم تير انفجار دفتر نخست وزيري در هشتم شهريور و انفجار دفتر دادستان كل انقلاب در چهاردهم شهريور ادامه يافت كه آيت الله بهشتي وجمعي از وزرا نمايندگان مجلس رئيس جمهور نخست وزير دادستان كل كشور و فعالان سياسي در اين انفجارها به شهادت رسيدند. ترورها علاوه بر چهره هاي معروف انقلاب و نظام از مردم نيز قربانيان زيادي گرفت و كاملا مشخص شدكه دو هدف را دنبال مي كند يكي حذف نيروهاي موثر خط امام و ديگري خارج ساختن حاكميت از دست نيروهاي انقلابي پيرو خط امام و تصاحب آن توسط گروه هاي منحرف .

در اين ميان و در تمام مراحل چهارگانه اي كه انقلاب تا فاجعه انفجار دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي طي كرد آنچه روشن تر و برجسته تر از ساير توطئه ها خودنمائي مي كند اصراري است كه بر تبليغات عليه روحانيون انقلابي توسط گروه هاي مخالف خط امام وجود دارد . اين واقعيت را همان زمان امام خميني با عباراتي روشن و موشكافانه بيان كردند . امام خميني در تاريخ 11 تيرماه 1360 در جمع خانواده هاي شهداي فاجعه هفتم تير و اعضاي شوراي مركزي حزب جمهوري اسلامي فرمودند :« يك جرياني از اول نهضت و از اول انقلاب در مقابل انقلاب در كار بود. مسئله اتفاقي نبودكه افراد موثر را افرادي كه براي ملت سرمايه بودند يكي بعد از ديگري يا شهيد كردند يا خواستند شهيد كنند و خداوند حفظ كرد. اين طور نبود كه من باب اتفاق يك كسي مرحوم مطهري را ترور كند يا مرحوم مفتح را يا آقاي هاشمي را يا آقاي خامنه اي را يا مرحوم بهشتي رالله يك مسئله تنظيم شده بود و هست . مسئله اي بود كه از اول كه اين انقلاب يك شكلي به خودش گرفت از آن وقت شروع شد به اين مسائل ... اين جريان هست همراه با اين انقلاب و همزاد با اين انقلاب و الان هم هست و بعدها هم خواهد بود... يك جرياني بود كه بايد افراد متعهد نباشد. اگر شد آنها را از صحنه بيرون كنند و منعزل كنند ازمردم بهتر شايعه سازي كنند كه حتي اين اجناسي كه براي جنگ زده ها مي خواهند ببرند اين مي رود توي جيب آقاي بهشتي و آقاي خامنه اي و آقاي هاشمي . هر جنايتي كه در ايران به دست خود آنها واقع مي شد به مردم مي گفتندكه اينها كردند! اين يك جرياني بود و هست كه مي خواهند اين كشور را با آن جريان بكشند به طرف آمريكا . » 1

درس مهمي كه از فاجعه هفتم تير و ساير ترورها و توطئه هائي كه در اين زنجيره قرار دارند مي توان گرفت اينست كه افراد متعهد به مباني انقلاب اسلامي همواره در معرض توطئه بدخواهان و مخالفان اين انقلاب قرار دارند و همانطور كه امام خميني فرموده اند: اين يك مساله تنظيم شده است كه همراه و همزاد اين انقلاب است الان هست و بعدها هم خواهد بود...

مي بينيم كه پيش بيني بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي كاملا درست بوده و اين جريان تا امروز ادامه يافته و ياران امام همچنان مورد تهاجم قرار دارند و از هيچ تهمت و هتك حرمتي در امان نيستند. اگر بهشتي اكنون در ميان ما نيست همرزمان و همسنگران او را مي بينيم كه همچون بهشتي در اوج مظلوميت قرار دارند و آماج تهمت ها و شايعات هستند اما با صبوري مثال زدني خود به نسل حاضر و نسل هاي آينده درس مقاومت مي دهند والبته اين نداي آسماني نويدبخش را مي شنوند كه « سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبي الدار » 2.

۲) تحليل فاجعه هفتم تير و انفجار دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي كه 72 نفر از خدمتگزاران مردم در آن به شهادت رسيدند اگر با درس گرفتن همراه باشد براي نسل جديد و نسل هاي آينده مفيد خواهد بود.

يكي از درس هاي مهم اين فاجعه اينست كه توطئه ها و حملات جبهه متحد دشمنان انقلاب و نظام جمهوري اسلامي متوجه روحانيون انقلابي و افراد موثر در نهضت بود. با اندك تامل در اين ترورها مي توان نتيجه گرفت كه دشمنان براي انتقام گرفتن از انقلاب اسلامي به سراغ كساني رفتند كه پيشگامان انقلاب بودند و به مثابه بازوان پيشواي بزرگ انقلاب حضرت امام خميني عمل مي كردند. بي جهت نيست كه گروهك تروريستي منافقين و ساير دشمنان نظام جمهوري اسلامي قبل از همه سراغ روحانيون انقلابي رفتند و تلاش كردند آنان را از مردم بگيرند. دشمنان اسلام و انقلاب از اين واقعيت كاملا آگاهي داشتند كه روحانيون انقلابي استوانه هاي نظام جمهوري اسلامي هستند و براي براندازي اين نظام بايد اين استوانه ها را از ميان بردارند.

بيان روشن حضرت امام رضوان الله تعالي عليه اين واقعيت را كاملا مبرهن مي كند آنجا كه در پيام بلند و ماندگار منشور روحانيت در اسفند 1367 فرمودند : « ... امروز نيز همچون گذشته شكارچيان استعمار در سرتاسر جهان از مصر و پاكستان و افغانستان و لبنان و عراق و حجاز و ايران و اراضي اشغالي به سراغ شيردلان روحانيت مخالف شرق و غرب و متكي به اصول اسلام ناب محمدي ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ رفته اند و از اين پس نيز جهان اسلام هر از چندگاه شاهد انفجار خشم جهانخواران عليه يك روحاني پاكباخته است . » 3

مهمتر از اين واقعيت تلخ درك اين نكته است كه دشمنان چگونه توانستند در يك جامعه انقلابي اهداف شوم خود را عليه چهره هاي شاخص انقلاب كه بيشترين خدمت را به مردم ارائه داده بودند و با براندازي رژيم ستم شاهي و كوتاه كردن دست آمريكا و ساير استعمارگران از كشور استقلال و آزادي رابه ملت برگردانده بودند به اجرا درآورند و درست همان كساني را هدف توطئه هاي خود قرار دهند كه با تحمل زندان هاي طولاني مدت و شكنجه و تبعيد و محروميت ها كشور و ملت را از اسارت بيگانگان و مزدوران داخلي آنها نجات داده بودند

امام خميني در همين پيام به اين سئوال نيز پاسخ روشني مي دهند آنجا كه فريبكاري دشمن و جهل حاكم بر بخشي از جامعه را مطرح مي كنند و از اين دو عامل فلج كننده بشدت مينالند :« در شروع مبارزات اسلامي اگر ميخواستي بگوئي شاه خائن است بلافاصله جواب ميشنيدي كه شاه شيعه است! عده اي مقدس نماي واپسگرا همه چيز را حرام ميدانستند و هيچكس قدرت اين را نداشت كه در مقابل آنها قد علم كند. خون دلي كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختي هاي ديگران نخورده است . وقتي شعار جدائي دين از سياست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احكام فردي و عبادي شد و قهرا فقيه هم مجاز نبود كه از اين دايره و حصار بيرون رود و در سياست و حكومت دخالت نمايد حماقت روحاني در معاشرت با مردم فضيلت شد. به زعم بعضي افراد روحانيت زماني قابل احترام و تكريم بود كه حماقت از سراپاي وجودش ببارد والا عالم سياسي و روحاني كاردان و زيرك كاسه اي زير نيم كاسه داشت . و اين از مسايل رايج حوزه ها بود كه هركس كج راه ميرفت متدين تر بود. ياد گرفتن زبان خارجي كفر و فلسفه و عرفان گناه و شرك بشمار ميرفت . در مدرسه فيضيه فرزند خرد سالم مرحوم مصطفي از كوزه اي آب نوشيد كوزه را آب كشيدند چرا كه من فلسفه ميگفتم . ترديدي ندارم كه اگر همين روند ادامه مي يافت وضع روحانيت و حوزه ها وضع كليساهاي قرون وسطي ميشد كه خداوند بر مسلمين و روحانيت منت نهاد و كيان و مجد واقعي حوزه ها را حفظ نمود » .

عجيب است كه شگردهاي دشمن در دوران شروع نهضت اسلامي و سالهاي اوائل دهه 40 با شگردهاي سالهاي 59 و 60 كه منجر به فاجعه هفتم تير و انفجارهاي پياپي 8 شهريور و 14 شهريور سال 60 شد مشابهت زيادي دارند. گوئي تاريخ تكرار مي شود و همه ي رويدادهاي صدر اسلام و مظلوميت هاي پيشوايان معصوم تا مشروطه و نهضت هاي بيدارگري اسلامي با پديده هاي مشتركي مواجه مي شوند. باز هم مراجعه به پيام منشور روحانيت امام خميني است كه مي تواند اين مشابهت را در ذهن ها ثبت نمايد : « در 15 خرداد 42 مقابله با گلوله و تفنگ و مسلسل شاه نبود كه اگر تنها اين بود مقابله را آسان مي نمود بلكه علاوه بر آن از داخل جبهه خودي گلوله حيله و مقدس مآبي و تحجر بود گلوله زخم زبان و نفاق و دورويي بود كه هزار بار بيشتر از باروت و سرب جگر و جان را ميسوخت و مي دريد. در آن زمان روزي نبود كه حادثه اي نباشد ايادي پنهان و آشكار آمريكا و شاه به شايعات و تهمت ها متوسل شدند حتي نسبت تارك الصلوه و كمونيست و عامل انگليس به افرادي كه هدايت مبارزه را به عهده داشتند مي دادند. واقعا روحانيت اصيل در تنهائي و اسارت خون مي گريست كه چگونه آمريكا و نوكرش پهلوي ميخواهند ريشه ديانت و اسلام را بركنند و عده اي روحاني مقدس نماي ناآگاه يا بازي خورده و عده اي وابسته كه چهره شان بعد از پيروزي روشن گشت مسير اين خيانت بزرگ را هموار مي نمودند. آنقدر كه اسلام از اين مقدسين روحاني نما ضربه خورده است از هيچ قشر ديگري نخورده است و نمونه بارز آن مظلوميت و غربت اميرالمومنين عليه السلام كه در تاريخ روشن است . »

همانگونه كه بنيانگذار نظام مقدس جمهوري اسلامي در اين پيام بلند به روشني تشريح كرده اند فريبكاري دشمن و جهل حاكم بر بخشي از جامعه مشكلات اصلي روزهاي شروع نهضت بودند . اينكه در اسفند سال 1367 يعني 10 سال بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و 25 سال بعد از وقايع سال 42 و ماجراي 15 خرداد امام خميني با اين تفصيل به بيان جزئيات آنچه در آن سالها گذشت مي پردازند به اين دليل است كه در سالهاي 59 و 60 وقايع تلخ و جانكاهي همچون فاجعه هفتم تير و شهادت سيدالشهداي انقلاب اسلامي شهيد مظلوم آيت الله بهشتي را مشاهده كردند و همان تهمت ها و همان شايعه پراكني ها و فريبكاري ها توسط دشمن و متاسفانه همان جهل و همان پذيرش هاي جاهلانه را در بخشي از جامعه ديدند. عجيب تر اينكه اين وضعيت خطرناك در زمان صدور اين پيام يعني كمتر از چهار ماه قبل از رحلت امام خميني نيز در جامعه انقلابي ما جريان داشت و همين امر موجب صدور پيام منشور روحانيت گرديد.

بي ترديد مهمترين فراز اين پيام هشداري است كه امام خميني براي جلوگيري از تكرار چنين وقايع تلخي مي دهند و مي فرمايند : « من به طلاب عزيز هشدار مي دهم كه علاوه بر اينكه بايد مواظب القائات روحاني نماها و مقدس مآب ها باشند از تجربه تلخ روي كار آمدن انقلابي نماها و به ظاهر عقلاي قوم كه هرگز با اصول و اهداف روحانيت آشتي نكرده اند عبرت بگيرند كه مبادا گذشته تفكر و خيانت آنان فراموش و دلسوزي هاي بي مورد و ساده انديشي ها سبب مراجعت آنان به پست هاي كليدي و سرنوشت ساز نظام شود. » 4

اينها درس هاي مهمي از فاجعه هفتم تير و ساير وقايع انقلابي هستند كه با فداكاري ها ايثارها شهادت ها و تحمل سختي هاي زياد به پيروزي رسيد. مردم و مسئولان براي حفظ و تثبيت نظام جمهوري اسلامي كه برآمده از اين انقلاب است زحمات زيادي كشيده اند و جان هاي پاكي در جبهه هاي دفاع مقدس و در صحنه هاي مقابله با توطئه هاي رنگارنگ دشمنان داخلي و خارجي نثار آن شد كه شهداي هفتم تير و هشتم شهريور و چهاردهم شهريور 1360 فقط بخشي از آنها را تشكيل مي دهند . همه ي ما در برابر اين جان هاي پاك مسئوليت هاي سنگيني برعهده داريم كه مهمترين آنها يادآوري درس هائي است كه اين وقايع به همراه دارند. اگر اين درس ها را به ياد داشته باشيم و به ديگران نيز منتقل نمائيم قطعا از عهده وظيفه اي كه در برابر شهدا و ايثارگران و همه فداكاري هائي كه آنها و خانواده هايشان و رزمندگان و مبارزان و مجاهدان در راه انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي متحمل شده اند بر خواهيم آمد و چنين باد

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ صحيفه امام جلد 15 صفحات 23 و 25

2 ـ قرآن كريم سوره مباركه رعد آيه 24

 3- صحيفه امام جلد 21 صفحه 276

 4- صحيفه امام جلد 21 صفحه 285

  

سرمقاله امروز روزنامه جمهوری اسلامی

 

در همین ارتباط:

    متن پيام امام خميني(ره) به مناسبت شهادت شهيد بهشتي

    روز شمار طلوع و شهادت شهيد بهشتي

اشتباه نکنيد؛ خر داغ کرده اند!

اشتباه نکنيد؛ خر داغ کرده اند!

در نظام هاي که در آنها انتخابات آزاد برگزار مي شود، معيار مشروعيت،ميزان مشارکت است نرخ مشارکت 45 تا 70 در صد را کف و سقف يک نظام سياسي در جذب مشارکت عمومي اعلام کرده اند کف که مشخص است،کمتر از آن نشا ن دهنده نارضايتي ها در هر کشور است و تکرار آن به بحران مقبوليت سياسي ختم مي شود بر اين اساس ميزان اقبال عمومي و نوع مشارکت (حداکثري يا حداقلي) آنها بيانگر :

1.       ميزان دلبستگي مردم به نقش آفريني در سرنوشت خويش

2.       ميزان پايگاه مردمي،مقبوليت و مشروعيت نظام

3.       ميزان اقتدار ملي و ضريب امنيت و بازدارندگي دفاع

واضح است هر چه استقبال در انتخابات رياست جمهوري در سطح بالايي باشد هر يک از پيامد ها و آثار سه گانه فوق در مرتبه بالاتري خواهد بود در انتخابات دهمين رياست جمهوري ايران نيروهاي اجتماعي و سياسي ايراني داخل و خارج  از کشور در برابر نظام جمهوري اسلامي جهت گيري دوگانه اي را در پيش گرفتند.

1.       اکثريت مردم و نخبگان (چه داخل و چه خارج) در ساخت قدرت مشارکت جسته و به تقويت نظام انديشيدند

2.       گروهي همواره در مقابل ساخت قدرت نظام جمهوري اسلامي به پا خواسته و با آن مبارزه مي کنند و هر حرکتي را به هدف براندازي نظام تفسير و تعبير مي کنند اين گروه که به "اپوزسيون"معروفند خود به دو دسته تقسيم مي شوند:

الف: دسته نخست،خط مشي مسلحانه و خشونت بار را در مقابله با نظام در پيش گرفته اند آنچنان که گروه تروريستي منافقين سالهاست با اين روش مبارزه مي کنند.

ب: دسته دوم،خط مشي رفرميستي و مخالفت و عدم پذيرش نظام را از طريق برگزاري ميتينگ ها،همايش ها و انتشار نشريات شبهه افکن پيگيري مي کنند سلطنت طلب ها،نيروهاي چون بني صدر، سازگارا، افشاري و ... در زمره اين دسته قرار دارند. در آستانه انتخابات رياست جمهوري دهم گروههاي مخالف و مروجان مشارکت حداقلي بابه راه انداختن عمليات رواني و جنگ تبليغاتي گسترده درصدد ايجاد دلسردي بين شهروندان و از رونق انداختن اقبال عمومي از طريق القائات زير بر آمدند:

1.       غير رقابتي،غير آزاد،غير دموکراتيک و غير مردمي خواندن انتخابات

2.       غير موثر خواندن رئيس جمهور و تبليغ محدوديت اختيارات او

3.       تصميم گيري و تصميم سازي در ايران از سوي پدرخوانده هاست

4.       دامن زدن به اختلافات مذهبي (بخصوص تقابل شيعه وسني(

5.       برجسته کردن قوميت ها و موج سواري بر آن

برخلاف دوره هاي پيشين که صداي ضد انقلاب خارج نشين براي تحريم،طرفداراني داشت در اين انتخابات برغم آتش تهيه اي که از مدتها با تکيه بر القائات فوق تدارک ديدند اما با نمايان شدن علائم استقبال از انتخابات و عدم اقبال نسبت به صداي تحريم  با تغيير موضع اين بار با محوريت آقايان سازگارا، نوري زاده  در جايگاه  اتاق فرمان ملت ايران، خود را نمايان ساختند و تلاش کردند شايد بر موج ايجاد شده سوار شوند و تا قبل از برگزاري انتخابات اين دو با ارايه تحليل در پي القاي اين نکته بودند که ميزان مشارکت بيش از 25 ميليون نخواهد بود نوري زاده از عناصر سلطنت طلب بحساب مي آيد و مقيم لندن مي باشد و محسن سازگارا هم بعد از آزادي از زندان به آمريکا رفت و مدتي بعد به عنوان مدير مرکز تحقيقات ايران معاصر در واشنگتن منصوب شد اين مرکز مستقيمازير نظر CIA مي باشد .سازگارا اين روزها به صورت شبانه روز با حضور در برنامه هاي مختلف  صداي آمريکا به قول خود  به تحليل اتفاقات جاري ايران مي پردازد ودر بسياري موارد براي مردم معترض استراتژي هم تعريف ميکند و نسخه چگونگي ادامه شورشها را ارائه مي دهد. حال که اعتراضات خياباني ادامه پيدا کرده ائتلافي بين جريان سازگارا و سلطنت  طلبان صورت گرفته است سلطنت طلبان  با روي آوردن به تخريب و اغتشاش سعي دارند اعتراضات مردم را به نفع خود مصادره نمايند.

سازگارا و نوري زاده سعي دارند با تئوريزه کردن اهداف اعتراضات براي خود از اين نمد کلاهي بدوزند. اين در حاليست که اپو زيسيون خارج از کشور در نگاه مردم ايران روسياهتر از آن هستند که امروز به عنوان منجي وليدر نقش ايفا نمايند . عدم محبوبيت گروههاي اپوزيسيون بعلت نا آگاهي  از شرايط داخل کشور مي باشد اتفاقات اين روزها اگر چه ناخوشايند و  موجب دلنگراني همه دلسوزان نظام است اما حرف مشترک همه اطراف دعوا، حرکت در مسير منافع  ملي مي باشد و هر دو جريان مدعي، بيمناک دخالت بيگانه و معترض به دخالت خارجي هستند .85 درصد مشارکت در انتخابات در نگاه هر تحليلگر ي يعني رضايت و تائيد نظام جمهوري اسلامي مي باشد بنابراين آنچه اين روزها در خيابان هاي تهران مشاهده  مي شود بخش اصلي آن حکايت،ظرفيت نظام در شنيدن صداي اعضاي خانواده خود مي باشد و البته همواره دست هاي نامحرم  سعي در مصادره اين حرکت ها به نفع خود را دارند و با کمال شگفتي شاهد هستيم که حرکت ها ي کور درلا بلاي حرکت منطقي ملت پيام غلط به اربابان خود مي دهند و با يد گفت اشتباه نکنيد بوي کباب نيست بلکه خر داغ  کرده اند، اين دوره هم خواهد گذشت و با فرو نشستن گردو غبار برآمده از اتفاقات اخير بار ديگر شاهد نمايش انسجام و  وحدت ملي خواهيم بود.