تجاوز به فرهنگ

در آستانه ظهور سلسله فاسد قاجاريه و زماني كه هنوز بقاياي « زنديه » و « افشاريه » هر كدام در گوشه اي از ايران فرمانروائي مي كردند و به دليل زدوخوردهائي كه اينان با همديگر داشتند از يكطرف آزادخان افغان به مناطق وسيعي از ايران تعرض مي كرد و از طرف ديگر استعمارگران هلندي و انگليسي و پرتغالي و فرانسوي از طريق خليج فارس در بخش هاي جنوبي كشور تاخت و تاز داشتند عده اي از جوانان غيور خطه جنوب به صورت خودجوش اقدام به برپائي نهضت هاي ضداستعماري كردند و در برابر استعمارگران متجاوز ايستادند. آنان محروم از هرگونه كمك مالي و تجهيزاتي و حتي درحالي كه با فقر و ناداري درگير بودند اين نهضت ضداستعماري را ادامه ميدادند و با ابتدائي ترين امكاناتي كه خود ميساختند در برابر توپ ها و تجهيزات كشتي هاي جنگي و نيروهاي دريائي چند كشور استعماري مقاومت مي كردند و البته در همين حال خيانت مزدوران محلي بيگانگان و گاهي فشارهاي حكومت هاي داخلي را كه با استعمارگران سازش مي كردند و از اين نيروهاي مقاوم ضد استعمار ميخواستند كه دست از مقاومت بردارند نيز تحمل مي كردند و درعين حال به مقاومت ادامه ميدادند. آنها بخشي از تجهيزات جنگي و مواد غذائي خود را نيز از غنائم جنگي كه در جريان همين مقاومت و درگيري با استعمارگران متجاوز به دست مي آوردند تامين مي كردند.

روشن است كه اين دلاورمردان در تاريخ ايران جايگاه ويژه اي دارند و هر تاريخ نگار با غيرت وطن خواه و عاقلي بايد نام آنها را برجسته تر از نام ديگران در تاريخ به ثبت برساند و آنها را از بانيان اصلي استقلال ايران بداند. اما دريغا كه تاريخ نگاري در كشور ما كمتر به اين جهت سوق داده شده و دريغ بيشتر اينكه بعضي ها با ترجمه نوشته هاي تاريخي همان استعمارگران كه چيزي جز تحريف تاريخ نيست چهره مقاومت و مقاومان اين سرزمين را دگرگون جلوه ميدهند و استعمارگران متجاوز وغارتگر را خدمتگزار و آبادگر و دلسوز معرفي مي كنند!

رئيس علي دلواري و ميرمهناي دوغابي از اين قبيل مقاومان هستند كه در خطه جنوب كشورمان در برابر استعمارگران ايستادند و حماسه آفريدند. ميرمهنا همان است كه رهبري مقاومت دليرانه در عصر زنديه را در برابر استعمارگران هلندي و انگليسي در بندر ريگ برعهده داشت و افتخارهاي بزرگي آفريد. با اين حال يك نويسنده هلندي در كتابي كه درباره تاريخ حضور هلندي ها در جزيره خارك در عصر كريم خان زند منتشر كرده ميرمهنا را يك راهزن و غارتگر معرفي نموده كه مانع خدمات ! هلندي ها به مردم ايران مي شد و عجيب تر آنكه در مقدمه اي كه مترجم اين كتاب نوشته همين مطالب را تكرار و تاييد كرده است . او مي نويسد : « شركت هاي هند خاوري هلند و هند خاوري انگليس با پيشينه اي دراز در ايران و به ويژه در خليج فارس در راه مقاصد خود كه بيشتر صبغه بازرگاني دارد سرگرم كارند اما بر اثر ديدارهاي ناگوار... گاه تخته پاره ي وجودشان بر روح موج هاي درياي توفاني سياست و تاخت و تازهاي وحشيانه ي آزمندان قدرت پرست همانند كشتي شكسته ي زندگاني و سامان مردم اين ديار سرگردان و بارها دستخوش زورگوئي اخاذي و انواع ستم ها مي شود و به ناچار... در سياست هاي محلي درگير مي شوند... ميرمهناي پسر مير ناصر يكي از اين گردنكشان است » .

اين نگاه انحرافي و آن همراهي بيشتر منحرفانه كه بعضي از مترجمان ما دارند متاسفانه به يك فرهنگ غلط تبديل شده و در تاريخ نگاري ما كه مقوله اي بسيار مهم و تاثير گذار است نفوذ كرده است . مترجم ميتواند هر كتاب و اثر تاريخي را عينا ترجمه كنند بشرط آنكه لااقل در پاورقي همان كتاب انحرافات و دروغ ها را تذكر بدهد و توضيحات لازم را در اختيار خوانندگان قرار دهد. البته اين كار مطالعه و تحقيق ميخواهد كه زحمت دارد و آن دسته از مترجمان كه خزعبلات غربي ها را ترجمه مي كنند و در معرض نگاه خوانندگان قرار مي دهند نه چنان مطالعه اي دارند و نه حاضرند به خودشان زحمت چنين تحقيقي را بدهند. اينست كه ميرمهناي ضد استعماري حتي در سرزمين خودش و به قلم هموطن خودش « گردنكش » معرفي مي شود!

اين كار غربي ها حتي از اصل استعمار و تجاوز آنها به خاك كشورها و غارت و چپاول ثروت هاي ملت ها خطرناك تر و زيانبارتر است . اين تجاوز به فرهنگ و غارت فكر و ارزش هاست . غربي ها در دوران استعمار نو از طريق فرهنگ سازي است كه اهداف خود را دنبال مي كنند و مانع پيشرفت و شكوفائي استعدادهاي ملت هاي استعمارزده مي شوند.

امروزه ده ها شبكه تلويزيوني و صدها روزنامه و مجله و هزاران پايگاه خبري و تحليلي الكترونيكي شب و روز درحال تزريق همين فرهنگ استعماري به جان ملت هاي منطقه خاورميانه هستند تا همان چيزي را كه در افكار عمومي اروپا جا انداخته اند كه مردم فلسطين كه در برابر صهيونيست ها مقاومت مي كنند يك مشت تروريست هستند در ذهن ملت هاي مسلمان عرب هم جا بياندازند و حتي به خود فلسطيني ها هم بقبولانند كه شما مجاهد و مبارز و آزاديخواه نيستيد بلكه تروريست هستيد. وجود ياسر عرفات استحاله شده و محمود عباس و مبارك و شاه عبدالله دوم و سلطان حسن مراكشي و... كه براي آمريكا و رژيم صهيونيستي دلالي مي كنند و همچون مهره هائي در بازي سياسي رسوائي كه غربي ها در منطقه به راه انداخته اند بكار گرفته مي شوند براي تامين همين هدف است . غربي ها به كمك همين مهره ها و همان رسانه هاي در اختيار است كه مي توانند حزب الله لبنان و مجاهدان افغان و نيروهاي ضداشغال عراق و مردم مظلوم فلسطين را كه از شرف و موجوديت و سرزمين و دين خود در برابر متجاوزان و اشغالگران دفاع مي كنند تروريست بنامند و با پرروئي تمام خود را ضد تروريسم و آزاديخواه و طرفدار دموكراسي و حاميان حقوق بشر جا بزنند.

باور كنيم كه در اين كارزار فكري و رسانه اي و تبليغي وظيفه اصلي و اول ما مبارزه با اين شيطنت فرهنگي است . جبهه اصلي كه همه ما بايد در آن با دشمن بجنگيم جبهه فرهنگي است و ما بايد در اين جبهه تكليف خودمان را با استعمارگران يكسره كنيم تا ديگر رئيس علي دلواري و ميرمهناي دوغابي و حزب الله لبنان و مجاهدان افغان و نيروهاي ضداشغال عراق و فلسطين گردنكش و تروريست معرفي نشوند و در خانه خود اينگونه مظلوم و ناشناخته نمانند.