فاطمه تنها فاطمه بود ...
|
فاطمه تنها فاطمه بود ... | |
|
فاطمه اي تو بازگو فلسفه حيات را |
ساخته جد و جهد تو سفينه النجات را |
|
زنـده نگـاه داشتـي و آتوا الزكوه را |
حــي عـلي الصـلوه را حـي الفــلاح را |
|
|
|
|
تا فاطمه هست و جگر سوخته او |
با داغ دل لاله كسي كار ندارد |
|
بر حاشيه برگ شقايق بنويسيــد |
گل تاب فشـار در و ديوار ندارد |
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۷/۰۲/۳۱ ساعت توسط صادقی
|