بحران هست اما در كدام سو؟

 

- صبح روز دوازدهم بهمن ماه 1357هنگامي كه هلي كوپتر حامل حضرت امام(ره) براي فرود به قطعه 17 بهشت زهرا(س) - كه محل تعيين شده براي سخنراني ايشان بود- نزديك شد، تعدادي از اعضاي سازمان منافقين و فدائيان خلق كه به صورت پراكنده در ميان جمعيت حضور داشتند به يكديگر اشاره كرده و با عجله و اضطراب از صحنه دور شدند... بعد از فرود هلي كوپتر و در ميان سخنراني حضرت امام(ره) تعدادي از آنها دوباره به محل بازگشتند. يكي از آنان درباره علت ترك صحنه و بازگشت دوباره خود گفت؛ تصور كرديم كه رژيم- شاه- قصد دارد كماندو پياده كرده و جمعيت را قتل عام كند!... آنها در مقابل اين سؤال كه از دست چند كماندو در مقابل آن جمعيت انبوه چند ميليوني چه كاري ساخته است؟ پاسخ هاي بي سر و ته مي دادند و البته شرمنده نيز بودند...

- بعدازظهر روز 21بهمن، بعد از فرمان تاريخي حضرت امام(ره) كه مردم به حكومت نظامي توجه نكرده و در خيابان ها حضور داشته باشند، يكي از اعضاي مركزيت سازمان منافقين را كه دو سال بعد در جريان كشف يك خانه تيمي به هلاكت رسيد، ديدم. او كه مدتي در زندان سياسي رژيم شاه با نگارنده هم بند بود و بيش از 3سال بود كه با هم حرف نمي زديم، به طور غيرمنتظره اي نزديك آمده و گفت؛ هيچ مي دانيد چه مي كنيد؟...امام(ره) آمريكا را نمي شناسد وگرنه از بازي مشت و درفش خودداري مي كرد... اين خط و اين نشان!... از امروز ايران تبديل به يك لبنان ديگر مي شود و جنگ هاي داخلي آغاز خواهد شد!...

به او گفتم در لبنان گروههاي داخلي با هم درگير هستند ولي اينجا، رژيم شاه آنهم در حالي كه شاه از ايران فرار كرده است در يك سوي ميدان است و امام و توده هاي يكپارچه و متراكم مردم در مقابل آن ايستاده اند... گفت؛ مگر آمريكا دست برمي دارد؟ گفتم؛ هركسي طاووس خواهد جور هندوستان كشد، گفت؛ به خودمان كه اهل مبارزه هستيم! نگاه نكن! مردم احساساتي هستند و بعد از مدتي صحنه را ترك مي كنند!... گفتم؛ همين مردم خون دادند و با مبارزات خود من و تو را از زندان آزاد كردند. كاري كه هفت پشت ما هم به خواب نمي ديدند... در جنگ و گريزهاي خياباني هم، همين مردم ايستادند و رفقاي مجاهد! و فدايي! شما كه فرار را برقرار ترجيح دادند و...

دوران منافقين و ساير گروههاي حقير و مشابه آن اگرچه خيلي زودتر از آنچه تصور مي رفت پايان پذيرفت و سران اين گروهها - بدون استثناء- تا مرز ابواب جمعي ارتش عراق سقوط كردند ولي احساس حقارت در برابر دشمن و پمپاژ ترس در ميان مردم، خصلت جدانشدني گروههاي «خودباخته و خود فروخته» است. بنابراين جماعت خودباختگان و خودفروختگان يا به تعبير زيباي رهبر معظم انقلاب «آدم هاي دلداده به بيگانه يا پول گرفته از بيگانه»، هر جا كه باشند و در هر زماني كه باشند، آنچه هرگز نمي بينند يا نمي خواهند ببينند، دست قدرت الهي و توان عظيم توده هاي متراكم مردم مؤمن است و در همان حال، آنچه مي بينند يا تظاهر به ديدن مي كنند، شكست ناپذيري دشمنان است! و صدالبته در هر دو حالت وارونه مي بينند.

اين روزها، در حالي كه آمريكا و متحدانش، ضعف و درماندگي خود را با هزار زبان ابراز مي كنند و تبديل ايران اسلامي به بزرگترين قدرت منطقه را- نه از روي رغبت، بلكه به ناچار و به عنوان يك واقعيت- انكار نمي كنند، جماعتي در داخل كشور به غفلت يا به مأموريت، ترس از دشمن را به زبان «دلسوزي براي ملت» ترجمه كرده و در مصاحبه ها بر زبان مي رانند و يا در برخي از روزنامه ها از نيش قلم مي چكانند... كه چه؟... ايهاالناس چه نشسته ايد كه كشور در بحران غوطه مي خورد! و حالت فوق العاده دارد!... كدام بحران؟ كدام حالت فوق العاده؟... توضيح نمي دهند. به قول آقا در ديدار اخير مردم غيور آذربايجان شرقي با ايشان «بحران در كشور نيست، چرا دروغ مي گويند؟ چرا طبق ميل دشمن رفتار مي كنند؟ بحمدالله كشور با يك ملت قوي، منسجم، باهوش، بيدار و با مسئولان دلسوز، فعال و كارآمد مشكلاتشان را يكي پس از ديگري حل مي كنند و حركت مي كنند، زندگي ملت ها همين جور است. چه بحراني؟ چه وضعيت فوق العاده اي در كشور هست؟ اصرار دارند ثابت كنند در كشور وضعيت، فوق العاده است، با نيش قلم هاي زهرآلود به خاطر انگيزه هاي گوناگون، يكي با دولت بد است، يكي با اصل مفاهيم انقلاب بد است، يكي با اصل انقلاب بد است، يكي دنبال قدرت طلبي است، يكي بر اثر كج فهمي است...»

البته، باز هم به قول رهبر معظم انقلاب؛ اينكه نبايد دشمن را دست كم گرفت سخن عاقلانه اي است ولي در مقابل نبايد توانمندي ملت را هم ناديده گرفت.

امروزه يك محاسبه سرانگشتي به وضوح نشان مي دهد كه حريف در بحران و حالت فوق العاده به سر مي برد، نه ايران اسلامي.

جنايات آمريكا و متحدانش در عراق، فلسطين، لبنان و... اگرچه شرم آور است و در خور دندان شكن ترين پاسخ هاي فيزيكي و سياسي، ولي به جرأت مي توان گفت نتيجه اين همه تقلاي آمريكا و متحدانش و هزينه هاي كلاني كه صرف كرده و مي كنند نه فقط در سبد آمريكا ريخته نشده، بلكه تقريباً در تمامي موارد، نتيجه معكوس بوده است.

آمريكا و متحدانش در حمله نظامي به عراق، رژيم صدام را سرنگون كردند، اين يك امتياز به نفع ما. ظرفيت توده هاي ميليوني مردم مسلمان عراق بعد از خروج از زير چكمه هاي صدام، به صف عظيم مسلمانان برانگيخته عليه آمريكا پيوستند، اين دومين امتياز به نفع ما. علي رغم تلاش و برنامه ريزي آمريكا و متحدانش، مجلس و دولت عراق در اختيار اسلامگرايان طرفدار حاكميت اسلامي قرار گرفت و آناني كه در غربت دوران جنايات صدام ميهمان ايران اسلامي بودند هم اكنون بر كرسي هاي حاكميت و تصميم سازي عراق تكيه زده اند، اين سومين امتياز به نفع ما... آمريكا و متحدانش در حمله نظامي به عراق و افغانستان و جناياتي كه تحت حمايت آنان در فلسطين و لبنان صورت پذيرفت، «ليبرال دموكراسي» مورد ادعاي خود را در سراسر جهان رسوا و بي آبرو كردند، اين چهارمين امتياز به نفع ما، مخصوصاً آن كه در منطقه خاورميانه حتي خوش بينانه ترين افراد نيز از رهايي بخش بودن نسخه ليبرال دموكراسي غربي مأيوس شده و گزينه اسلام انقلابي را حيات بخش يافته اند، اين پنجمين امتياز به نفع ما. آمريكا و متحدانش طي چند دهه گذشته، هزينه هاي كلان و برنامه هاي گسترده اي براي تشكيل احزاب و گروه هاي طرفدار آمريكا و غرب در منطقه خاورميانه و برخي ديگر از مناطق جهان به ميدان آورده بودند كه در پي جنايات اخير آنها در منطقه اين گروهها و احزاب جرأت اعلام همخواني با آمريكا را ندارند و برخي از آنها مشي پيشين را رها كرده اند، اين ششمين امتياز به نفع ما. رخدادهاي چند ساله اخير، شاخ آمريكا را شكسته و ابهت خيالي آن را فرو ريخته و نهضت هاي ضد آمريكايي در منطقه را شتاب بخشيده است، اين هفتمين امتياز به نفع ما. برخي از دولت هاي طرفدار آمريكا در منطقه، از ترس مردم خود فتيله وابستگي به آمريكا را- هر چند به ظاهر- پايين كشيده اند و گاه تظاهر به مخالفت با آمريكا نيز مي كنند، چيزي كه در گذشته سابقه نداشت و جرأتش را نداشتند، اين هشتمين امتياز به نفع ما. حماقت آمريكا و اسرائيل در لبنان و برپايي جنگ 33روزه، افسانه بي پايه شكست ناپذيري اسرائيل را به فراموشي سپرده و عزم ملت هاي مسلمان را براي محو اسرائيل از جغرافياي سياسي منطقه جزم كرده است، اين نهمين امتياز به نفع ما و... فهرست اين امتيازها كه به وضوح قابل ديدن است نيز به درازا مي كشد و بيرون از محدوده اين نوشته محدود...

اكنون بايد به رفيقان خواب آلوده و نارفيقاني كه خود را به خواب زده اند گفت؛ بحران هست ولي در كدام سو؟ ايران اسلامي با اين همه امتياز در شرايط بحراني است يا آمريكا با آن همه بن بست و دشواري ؟!

و بالاخره بي مناسبت نيست كه پاسخ اين سؤال از زبان دو تن از مقامات عاليرتبه آمريكايي يعني رابرت گيتس وزير دفاع و كاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريكا شنيده شود كه ماجراي خاورميانه در حوزه كاري آنهاست.

رابرت گيتس وزير دفاع آمريكا طي مصاحبه اي درباره شرايط كنوني كشورش در منطقه مي گويد «در خاورميانه دو بازيگر اصلي حضوردارند، ما- آمريكا- كه امتياز مي دهيم و هزينه مي كنيم و ايران كه امتياز مي گيرد».

و خانم رايس وزير خارجه آمريكا، ديروز در جديدترين اظهار نظر خود درباره ايران تاكيد كرد «طي 27سال گذشته در مقابله با ايران اشتباه كرده ايم... پيشنهاد من اين است كه بايد 180درجه تغيير جهت بدهيم...» البته بديهي است كه منظور خانم رايس، تغيير جهت در روش مقابله با ايران اسلامي است و نه، تبديل دشمني به دوستي!

 

منبع: روزنامه کیهان