آخرين برگ پرونده مرد دو پهلو!

پرونده مرد دو پهلوي سازمان بين المللي انرژي اتمي با ارائه آخرين گزارش او درخصوص برنامه هسته اي ايران بسته شد سياستمداري مصري كه با 12 سال فعاليت در راس يكي از مهم ترين نهادهاي بين المللي نزديكترين رابطه را با غربي ها نهادينه كرد و عنوان هم پيمان آمريكا و اروپا در اين سازمان را به خود اختصاص داد.

محمد البرادعي روز جمعه در بيستمين گزارش رسمي خود به شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي درباره فعاليتهاي هسته اي ايران كه با توجه به زمان كوتاه باقيمانده از رياست او بر آژانس آخرين آن نيز هست مطالبي را بيان كرد كه نشان مي دهد حتي در بهترين شرايط درد مزمن « كاه گل كردن از دورو » بر اين سازمان حاكم است و بناست به عنوان يك ميراث شوم به دبيركل جديد نيز منتقل شود. دردي كه از مدتها پيش آژانس بين المللي انرژي اتمي را به عنوان يك نهاد بين المللي به شدت آزار مي داد همان كهنه درد بي درماني است كه باعث شده اين نهاد فني را از مسير اصلي و كاركرد بنيادي آن خارج كرده و به سمت سياسي كاري و گرفتار شدن در دام فشارهاي كشورهاي غربي و دامن زنندگان به رقابتهاي تسليحاتي سوق دهد. « دودوزه بازي » و « يكي به نعل و يكي به ميخ زدن » از سكه هاي رايج در سياست آقاي دبيركل آژانس در تنظيم گزارش هاي خود درباره فعاليتهاي هسته اي ايران بود كه مي شد قبل از ارائه اين گزارشها به چارچوبه اصلي و محتواي آن پي برد. در اين گزارشهاي بيست گانه او از يك طرف به صلح آميز بودن فعاليتهاي هسته اي ايران اعتراف مي كرد و از سوي ديگر دستاويز لازم را براي فشار غرب برايران با استفاده از واژه هايي از قبيل عدم امكان راستي آزمائي ادعاهاي ايران بي اعتنايي به درخواست هاي شوراي امنيت عدم اجراي پروتكل الحاقي بررسي احتمال ابعاد نظامي فراهم مي كرد. وي در گزارش آخر خود گرچه به همكاري ايران در بررسي راستي آزمايي از عدم انحراف موارد اعلام شده هسته اي اشاره كرده ودسترسي به رآكتور آب سنگين اراك را يك گام مثبت تلقي نموده ولي در عين حال تاكيد كرده ايران از ارائه زودهنگام اطلاعات خودداري مي كند.

از موارد منفي اين گزارش اينكه جمهوري اسلامي ايران را متهم مي كند كه برخلاف درخواست هاي شوراي حكام و شوراي امنيت نه پروتكل الحاقي را به اجرا در آورده و نه با آژانس در ارتباط با موضوعات باقيمانده مورد ملاحظه كه به منظور مرتفع ساختن احتمال ابعاد نظامي برنامه اي هسته اي نيازمند روشن سازي هستند همكاري داشته است ! وي بار ديگر از جمهوري اسلامي ايران خواسته است پروتكل الحاقي را به اجرا در آورد تا آژانس در موقعيتي قرار گيرد كه بتواند تضمين لازم درخصوص عدم وجود مواد و فعاليتهاي هسته اي اعلام نشده در ايران را ارائه كند.

اين ادبيات دوپهلو كه در تمامي 20 گزارش محمد البرادعي درباره فعاليتهاي هسته اي ايران ديده مي شود از او مردي خبرساز ساخته كه در اين چند سال با قضاوت ها و گزارشهاي متزلزل و طلبكارانه خود به عنوان يك مرجع قضايي و نه فني ظاهر شده و پا را از دايره وظايف و مسئوليتهاي خود فراتر گذاشته است.

گزارش اخير و آخر محمدالبرادعي علاوه بر محتواي وسوسه انگيز كه مي تواند دستمايه غرب براي ادامه فشار تبليغاتي و سياسي بر ايران باشد از يك ويژگي ديگري نيز برخوردار است و آن اينست كه دستور كاري براي فعاليت دبيركل جديد آژانس آقاي « نوكيا آمانو » است كه مسير حركت او را مشخص خواهد كرد. محمد البرادعي در اين بيانيه عليرغم نرمش هاي بي سابقه اي كه اخيرا دولت ايران بدون سرو صدا درباره راكتور آب سنگين اراك به خرج داد مسير افزايش فشار غرب و رئيس جديد آژانس بين المللي انرژي اتمي را هموار كرد تا بتوانند با ادامه مسير بكارگيري كلمات دو پهلو و پيچيده دستاويز لازم را براي تحت فشار قرار دادن ايران در اختيار داشته باشند. او در حقيقت سوخت لازم را براي سوار شدن آقاي آمانو بر خودرويي فراهم كرده كه دبيركل آينده را درخصوص وارد كردن فشار بر برنامه هسته اي ايران تحت تاثير قرار مي دهد. اين حركت كه در ديپلماسي از آن به « يك گام به جلو در سپردن چوب دوي امدادي به همكار و هم تيمي خودي » ياد مي شود امكان ادامه فشار بر ايران را همچنان در اختيار مديريت جديد آژانس قرار مي دهد و اين نحوه عملكرد ثابت مي كند كه آمريكا همچنان سوار بر موج تصميم گيريهاي آژانس بوده و خواسته هاي خود را از طرق مختلف بر آن ديكته مي كند. به اين ترتيب انتظار تحول و تغيير مثبت در نگرش آژانس بين المللي انرژي اتمي نسبت به فعاليتهاي هسته اي ايران اميد عبثي است و از اين پس با توجه به حجم فشارهاي غرب به ايران بايد مراقب كاركردهاي منفي دبيركل جديد آژانس بود.