آب پاك بر تحليل هاي ناپاك
آب پاك بر تحليل هاي ناپاك
بعد از انتخاب آقاي هاشمي رفسنجاني به رياست مجلس خبرگان، مجموعه اي از محافل بيگانه و شماري از روزنامه ها و سايت هاي داخلي نظير روزنامه هاي وابسته به احزاب كارگزاران، مشاركت و سايت هاي تحت مديريت اين دو حزب نظير «روزنا»، «عصر نو»، «بازتاب»، «آفتاب» و... در يك اقدام هماهنگ كه از مديريت واحد بر اين مجموعه حكايت مي كرد، كوشيدند انتخاب آيت الله هاشمي رفسنجاني به رياست مجلس خبرگان را حركتي غيرمنتظره! قلمداد كرده و آن را نقطه آغازي براي پايان دوران اصولگرايي و بازگشت به بينش و منش احزاب دوم خردادي جلوه دهند! اين مجموعه مشترك خارجي و داخلي در تفسيرها و تحليل ها و حتي در گزارش هاي خود، اصرار داشتند از اختلاف سليقه اعضاي مجلس خبرگان رهبري كه بسيار طبيعي است با عنوان اختلاف خبرگان در مباني و اصول ياد كرده و آن را با درگيري هاي سياسي احزاب و گروه ها مقايسه كنند.
خبرگزاري آمريكايي آسوشيتدپرس، ساعتي بعد از انتخاب رئيس مجلس خبرگان، طي گزارشي ادعا كرد: «انتخاب هاشمي رفسنجاني نظر غرب را تامين كرده است»! راديو آمريكا با اشاره به جايگاه مجلس خبرگان يادآور شد كه «خبرگان مي تواند رهبري ايران را عزل كند» و راديو كلن گفت «هاشمي معتقد است كه منشأ حكومت رأي مردم است نه خدا...!!»و راديو فرانسه در تحليلي اعلام كرد «با انتخاب هاشمي و افزايش قدرت او، دولت راديكال احمدي نژاد به تدريج تضعيف مي شود»! روزنامه نيويورك تايمز نوشت «انتخاب هاشمي نشانه نارضايتي خبرگان از سياست تندروها در ايران است!»
خبرگزاري رويترز با استقبال از انتخاب آقاي هاشمي ابراز ترديد كرد كه انتخاب وي در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران تغييري ايجاد كند ولي تلاش كرد اين گزينه را به معناي اختلاف نظر بنيادين در ميان خبرگان رهبري قلمداد كند. سخنگوي وزارت خارجه انگليس گفت «معلوم نيست كه اين اتفاق چه تاثيري بر روي ارتباط ما با ايران داشته باشد، اما به هر حال پيروزي آقاي هاشمي رفسنجاني مهم است»!... و ده ها تفسير ديگر با همين مضمون كه در فاصله اي كوتاه بر صفحه روزنامه ها و خروجي خبرگزاري هاي آمريكايي و اروپايي رفت. برخي از خبرگزاري ها و محافل خارجي نيز تفسيري متفاوت ارائه دادند كه تحليل راديو آلماني «دويچه وله» نمونه اي از آنهاست. اين راديو در تفسير سياسي خود به طور تلويحي ساير تحليل هاي محافل غربي را رد كرده و گفت «در زمان آيت الله مشكيني هم عملا آيت الله هاشمي كارها را انجام مي داد بنابراين نمي توان با انتخاب آيت الله هاشمي، انتظار ديگري از مجلس خبرگان داشت.»
و اما، دنباله داخلي اين مجموعه- صرف نظر از ارتباط ارگانيك اين دنباله با محافل بيگانه و يا همخواني اتفاقي با آنها...!!- همان خط بيروني را با اندكي تفاوت در روزنامه ها و سايت هاي وابسته به خود دنبال كرد.
ارگان حزب كارگزاران كه چند ماه قبل عمر مفيد آقاي هاشمي را تمام شده اعلام كرده و خواستار نيمكت نشيني ايشان شده بود، تمامي صفحه اول- هر دو نيم تا- را به چاپ عكس آيت الله هاشمي رفسنجاني اختصاص داد و با تيتر درشت نوشت «پيروزي در رقابت نفس گير»! و توضيح نداد كه نفس چه كسي در اين رقابت گرفته بود؟! حزب كارگزاران كه سخنگوي آن با صراحت اعلام كرده بود «اسلام نظامي سياسي ندارد»! يا آيت الله هاشمي و ساير اعضاي خبرگان كه نه فقط نظام سياسي اسلام را افتخار مي دانند بلكه همه عمر خود را در راه تحقق آن هزينه كرده اند؟!
همين روزنامه به نقل از يك عضو افراطي حزب مشاركت كه چند سال قبل براي چالش با نظام اسلامي از آمريكايي ها پول گرفته و اسناد آن در كيهان منتشر شده بود نوشت؛ با انتخاب آقاي هاشمي رفسنجاني «يك خطر از بيخ گوش ايران گذشت»! و از آنجا كه اسناد وابستگي اين عضو حزب مشاركت به محافل آمريكايي قابل ترديد نيست به وضوح معلوم است منظور ايشان و حزب كارگزاران از «خطري» كه با انتخاب آيت الله هاشمي از «بيخ گوش ايران» گذشته است؟! چيست!
روزنامه اعتماد ملي نيز تقريباً مانند حزب كارگزاران، ديدگاه محافل آمريكايي را دنبال كرد و در تيتر درشت صفحه اول از «رقابت جناحي درون مجلس خبرگان» خبر داد و طي يادداشتي ابراز خوشحالي كرد كه رقابت عرفي به مجلس قدسي خبرگان نيز راه يافته است. اعتماد ملي در اين يادداشت به هاشمي رفسنجاني توصيه كرد كه اگر نمي خواهد چپ يا راست باشد و يا نمي خواهد اصلاح طلب يا اصولگرا باشد و «اگر دوست دارد خود را معتدل بداند، بايد اذعان كند كه در برابر اين خط اعتدال، خط افراط هم وجود دارد و اين خود يك جناح بندي سياسي است» و از آيت الله هاشمي خواست در اين راه مداومت كند.
نكته درخور توجه اين كه نويسنده يادداشت اعتماد ملي همان كسي است كه دو ماه قبل در روزنامه تعطيل شده «هم ميهن» اعلام كرده بود عمر مفيد آيت الله هاشمي تمام شده است و بايد از سياست كناره گرفته و روي نيمكت كنار زمين بنشيند!! فاعتبروا يا اولي الابصار...
سايت بازتاب نيز، انتخاب آقاي هاشمي رفسنجاني به رياست خبرگان را نتيجه يك رقابت سياسي و جناحي دانست و در ادعايي عجيب با اشاره به 41 رأي آيت الله هاشمي رفسنجاني كه در مقايسه با آراي ايشان براي نايب رئيسي همين مجلس در دوره گذشته كاهش چشمگيري داشت، نوشت؛ «ارزش اين 41 رأي، حتي از حداكثر 70 رأي ممكن نيز به دليل صف آرايي كامل محافل قدرت و مخالفان هاشمي و استفاده از همه ابزارهاي ممكن عليه هاشمي رفسنجاني، بالاتر بوده است»!
اين سايت مانند ساير رسانه هاي مجموعه ياد شده، توضيح نداد كه اولاً؛ چرا اختلاف سليقه خبرگان رهبري در انتخاب رياست مجلس خبرگان را «صف آرايي كامل محافل قدرت»! قلمداد كرده است؟ و مگر آيت الله هاشمي كه همه عمر خويش را در راه اسلام و انقلاب هزينه كرده است، با ساير عالمان ديني عضو مجلس خبرگان در مباني نظام اسلامي اختلاف دارد كه سايت بازتاب از يك انتخابات عادي براساس سليقه اعضاي خبرگان با عنوان «صف آرايي كامل محافل قدرت» ياد مي كند؟جالب اين كه آيت الله رفسنجاني در سخنان خود وجود جنگ قدرت در مجلس خبرگان را به شدت نفي كردند.
ثانياً؛ برپايه كدام محاسبه منطقي، عقلي و رياضي، 41 رأي آيت الله هاشمي را از 70 رأي بالاتر مي داند؟! و حال آن كه برخلاف نظر عجيب و غيرعلمي بازتاب- كه ساير رسانه هاي مجموعه ياد شده نيز به آن استناد كرده اند- كاهش رأي آيت الله هاشمي نسبت به آراء ايشان- براي نايب رئيسي خبرگان- در دوره قبل حكايت از آن دارد كه در انتخابات اخير نيز مانند گذشته، تفاوت سليقه ها به تفاوت آراء انجاميده است. آنچه به طور منطقي از آراء كنوني آيت الله هاشمي برمي آيد اين است كه بيش از 30درصد كساني كه در دوره قبل آقاي رفسنجاني را براي نايب رئيسي مجلس خبرگان برگزيده بودند درباره رياست ايشان بر اين مجلس شخص ديگري را مناسب تر دانسته اند. بنابراين اگر قرار بر محاسبه علمي و منطقي باشد، آراء آيت الله هاشمي نسبت به گذشته كاهش يافته است و صد البته هيچكس نبايد از اين كاهش آراء به عنوان دستاويزي براي تنزل جايگاه ايشان استفاده كند چه رسد به اين كه احزاب دوم خردادي و سايت ها و روزنامه هاي وابسته به آن، شعور مردم را دستكم گرفته و اين واقعيت را به گونه اي ناشيانه و مضحك، وارونه جلوه دهند!
قابل توجه اين كه، مجموعه مشترك محافل بيگانه و برخي رسانه ها و احزاب داخلي در حالي سعي مي كنند آيت الله هاشمي را در مقابل جبهه انقلاب قرار داده و رياست ايشان بر مجلس خبرگان رهبري را نتيجه يك «جنگ قدرت» قلمداد كنند كه آيت الله هاشمي در سخنان خود - چه قبل و چه بعد از انتخاب به رياست خبرگان- آبي پاك بر اين تحليل هاي ناپاك ريخت و نشان داد كه تفاوت سليقه ها به مفهوم شكاف در جبهه انقلاب نيست و مردان انقلاب هوشمندتر از آنند كه در چنبره فريب قدرت هاي استكباري و برخي از احزاب ورشكسته سياسي داخل كشور گرفتار آيند.
نگارنده بعد از انتخاب آقاي رفسنجاني به رياست خبرگان طي يادداشتي با عنوان «پاسخ آن روز هاشمي»- كيهان 86.6.14- ضمن ارزيابي اين رخداد، آورده بود «در جبهه گسترده انقلاب اسلامي تفاوت سليقه هايي بوده و هست، اما اين تفاوت سليقه ها مخصوصاً در ميان شخصيت هاي برجسته و پرسابقه انقلاب هرگز به مرز اختلاف در اصول و مباني نرسيده است» و تاكيد كرده بود «كاش برخي از احزاب و گروه هاي سياسي، اندكي به خود زحمت مي دادند تا اين نكته بديهي- و بدون كمترين پيچيدگي- را درك كنند كه اساساً بسياري از مباحث رايج و مورد اختلاف گروه هاي سياسي در مجلس خبرگان جايي ندارد».
خدا بر درجات امام راحلمان (ره) بيفزايد كه مي فرمودند «مجلس خبرگان، تقويت رهبري است»، چرا كه در آن؛ اولاً؛ عالمان برجسته ديني حضور دارند كه سياست آنها عين ديانت آنهاست بنابراين، اگر با يكديگر اختلاف سليقه اي داشته باشند، اين تفاوت سليقه ها در دايره اصول و مباني اسلام مطرح است و هرگز به عرصه درگيري هاي جناحي كه عمدتاً بر سر قدرت است، كشيده نمي شود و دقيقاً به همين علت، خبرگان رهبري، مطالبات رهبر انقلاب از اركان نظام را به عنوان يكي از اهداف و رسالت هاي خود پي مي گيرند و در مورد خاص- كه هرگز مباد- به سمت و سويي مي روند كه مراد غايب ما- عج- انتظار دارند و چه كساني شايسته تر از عالمان وارسته ديني براي ارائه اين نشاني؟!
روز پنج شنبه رهبر معظم انقلاب در ديدار خبرگان با ايشان، از همسويي برخي رسانه ها با اهداف بيگانگان گلايه كرده و فرمودند؛ «مجلس خبرگان اصولاً نمي تواند عرصه دعوا و جنگ قدرت باشد اما برخي رسانه هاي بد اخلاق داخلي در يكي دو ماه اخير با تبليغات دروغ دشمنان همراهي كردند كه به آنها اخطار مي كنم به حريم مجلس خبرگان نزديك نشوند و اينگونه بازي ها را در مباحث و مسائل ديگر دنبال كنند.»
بيان حكيمانه آقا و مخصوصاً تاكيد ايشان كه مجلس خبرگان اصولاً نمي تواند عرصه دعوا و جنگ قدرت باشد به وضوح حكايت از آن دارد كه ورود احزاب و گروه هاي سياسي به اين عرصه- اگر هم بخواهند- ناممكن است و در صورت «ورود» نيز- مانند آنچه طي چند روز اخير اتفاق افتاد- «خروجي» رسوا در انتظار آنان خواهد بود كه بود.
منبع: کیهان (حسين شريعتمداري)